تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٠٧ - فصل هفتم ماده آخرت و هيولاى صور باقيه
و همچنين است اگر قوه ديگرى در طبيعت رشد كرده و قواى ديگر مسخّر او شوند؛ مثل قوه واهمه كه ماده آخرتى شخص، قوه واهمه و شيطنت و نُكراء آن باشد و قواى باقى مانده مسخّر آن قوه واقع شوند، اين چنين شخصى در آخرت، به صورت شيطان ظاهر مىشود و تشكيل عائله شيطانى خواهد داد، و اين سه قوه، اصولى هستند كه در آخرت مىتوانند برأسه مواد باشند كه اگر يكى از آنها به تنهايى در اينجا رشد كند، آنجا هم فقط او ماده است.
و ممكن است صورت مزدوجه حاصل شود در صورتى كه دو تا از اينها يا هر سه زنده باشند، و در صورت مزدوج شدن، هفت قسم ممكن است تصور شود: ١- ماده شهوت فقط، ٢- غضب فقط، ٣- قوه واهمه فقط، ٤- شهوت و غضب، ٥- غضب و واهمه، ٦- شهوت و واهمه، ٧- هر سه قوه با هم مزدوج باشند.
و اين چنين اشخاصى گرفتار عذابهايى هستند كه اكثرشان به فعاليت مبدأ واحد يا مبادى مختلفه- چنانكه شرح داديم- حاصل مىگردد، و چون مجرد تا از عالم طبيعت رفت، بدون هيولى و امكان استعدادى است، موجبات الم و عذاب كه يك عائله شرورند براى او خواهند بود تا سرانجام عالم غيب ظاهر شود، و سلطنت رحمانيت غلبه كند و آخرين شافع، يعنى ارحم الراحمين، به شفاعت كبرى تجلى فرمايد، بعد از آنكه دستها از دامن شافعين ديگر كوتاه شود. و از احسان قديم الاحسان اميد آن است كه هيچ كسى از ورود به دار الاحسان عمومى ممنوع نگردد، اگر چه از اصناف اشقيايى كه گفتيم باشد.
و اين چنين اشخاص عده قليلى هستند؛ چون به ندرت اتفاق مىافتد كه تمام شهوت كسى به فعليت برسد و قواى ديگر و هيچ يك از اوصاف جميله در او بروز و ظهور نداشته باشد، و يا كسى باشد كه فقط قوه غضب خود را تربيت كرده باشد و همه قوا مسخّر سلطنت غضبيه باشند. و اگر به ندرت به يكى از صور هفتگانهاى كه گفتيم باشد، چون فطرت توحيد از بين رفتنى نيست- اگر چه مىتواند محجوب شود على اختلاف الحُجُب- سرانجام با ظهور نور منوّر مبدأ كل غيب و اصل منبع فطرت كه از آن منبع، نور انور فطرت توحيد، ساطع است و منوّر تمام زواياى وجود موجودات