تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٤ - توحيد نفس راهى براى شناخت توحيد حق
است و همه پيش او حاضرند و همه كمالات معاليل در وجود حق به نحو الوحدة الكاملة جمع است، البته نه به حدودها و نقصاناتها، بلكه به اصل كمالها و كليتها، و بدون هيچ تقيد و تحدد و تعينى، تقيدات در اينهاست و اصل در آنجاست؛ سمع الكل است و كل السمع است و كله السمع، بصر الكل است و كل البصر است و كله البصر، علم الكل است و كل العلم است و كله العلم، قدرة الكل است و كل القدرة است و كله القدرة، و ساير اوصاف كماليه كه هر چه در عالم شهادت و طبيعت و برزخ و عالم عقل است آنجا همه به نحو الجمع و الكمال جمع است، ولى همه اين كثرات در نهايت و غايت وحدت است، به طورى كه كله الوحدة است، و وحدة الكل است، و كل الوحدة است. و در عين حال كه تمام كمالات است و اين تمام كمالات هم نه به نحو الكثرة، بلكه به نحو الوحدة همه جمعند و در حقيقت، ذات حق فاقد فقداناتى است كه در مراتب وجود است و حيثيات عدمى را فاقد است و وجدان الكل است، ولى پيش عقل كه اسم تمام كمالات را مىبرند، كثرت كمالات تعقل مىكنيم، ولى نه چنين است بلكه كل الكمال است، كله الكمال است، كمال الكل است و همه كمالات به نحو وحدت است.
سمعه يرجع الى بصره و بصره يرجع الى سمعه، و چون كل البصر است لذا هر چه مىبينى مىبيند و چون سمع الكل است هر چه مىشنوى مىشنود، البته نه با سمع و بصر محدود و ناقص تو كه سمع از بصر و بصر از سمع ممتاز است بلكه بسمع الكل يسمع و ببصر الكل يبصر.
بالاخره توحيد نفس و چگونگى آن را كه مشروحاً به عرض رسانديم آيه توحيد ذاتى حق است؛ چنانكه افعال نفس، آيه توحيد افعالى حق است، عالم شهادت به سبب نقصانى كه دارد، وجود در آن نازل است و داراى حدود و نقصانات است. و لذا قوا در عالم شهادت، كثرت دارند و محل يكى، غير ديگرى است ولى همه مظهر يك هويت هستند. مثلًا اگر كوّههايى اندرون خانه باشد و ما در خانه نشسته باشيم و از هر كوّهاى نورى بيفتد، مىگوييم: اين انوار كثير است، ولى بيرون كه مىرويم و به نور