تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٨ - توهم برترى همه انسانها بر تمامى حيوانات و رد آن
متعارف شده كه انسان از ساير انواع حيوان برتر است.
ولى آن بحثها و كتابهاى جداگانه منطقيها و فلاسفه درباره انسان، جهت ديگرى دارد و آن جهت اين است كه فلاسفه و منطقيها ديدهاند كه كمّلينى از انسانها به راستى از حيوانيت بيرون رفتهاند و به طورى كامل شدهاند كه نمىشود آنها را جزء حيوانات محسوب كرد؛ زيرا آنها به فوق مرتبه تجرد رسيدهاند و حقايق عقليه را بالمشاهده مىبينند، و چون فلاسفه و منطقيها، اين گونه اشخاص برتر و نادر را در جامعه بشرى ديدهاند، براى انسان يك شأن برتر قائل شدهاند و براى آنها احكام ديگرى ثابت نمودهاند.
و چون نتوانستند آنها را تحت غائله حيوانى ببينند، احكام منحصر به فرد و نوع جداگانهاى را در نظر گرفتند. و اين گونه كمّلين كه موجب تهيه احكام جداگانه شدهاند و فلاسفه و منطقيها را وادار كردهاند تا بحثها و كتابهاى جداگانه براى نوع بشر داشته باشند، موجب شدهاند كه اين اعتقاد در بين مردم متعارف شود، كه نوع انسان از انواع ديگر حيوان برتر بوده و از فضيلت ويژهاى برخوردار باشد؛ غافل از اينكه قضيه چنين نيست كه آنها گمان دارند.
آن كمّلين از انسانها كسانى هستند كه با كسب اختيارى، آنچه كه لازم بوده با خود برداشتند و از اين عالم خارج شدند، گرچه در اصل حركت جوهريه با ديگران همسان بوده و با ديگران فرقى نداشتند؛ زيرا من و آن گياه و حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله و سلم، هر سه حركت جوهريه داريم و حركت جوهريه كه از قوه به فعليت آمدن و اخراج از دار طبيعت مىباشد براى هر سه موجود، قهرى است، منتها حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله و سلم در اين راه و سير كمالى به خاطر اكتساب اختيارى به مقامى رسيد كه براى احدى رسيدن به آن مقام ممكن نيست.
و بالجمله: گرچه همه افراد با حركت جوهريه از دار طبيعت بيرون مىروند، ليكن بعضيها اين راه را به مدت دويست سال طى مىكنند و بعضى ديگر ممكن است به مدت پنجاه سال از ماده خلاص شوند، و نيز ممكن است يكى از افراد مثلًا به واسطه