تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٩ - چگونگى وجود نفس قبل از وجود بدن
بالجمله: بنا به عقيده آخوند رحمه الله هيچ اشكالى ندارد مادامى كه نفس در طبيعت است، جسم، نامى و حيوان باشد، ولى بعد از آنكه تجرد پيدا كرد و مستقل شد و از طبيعت بيرون رفت و در آن افقى كه هيچ ماديت در او نيست قرار گرفت، ديگر جسم و حيوان نيست، صورت اين بدن هم نيست؛ چون كه ارتباط قطع مىشود، نه اين بدن، ماده اوست، و نه آن مجرد، صورت اين بدن است. آنهايى كه بر خلاف قول آخوند گفتهاند دچار اشكال شدهاند و متحيّرند كه چه بگويند، اين است كه بعضى آمده و تجرد نفس را منكر شدهاند. و بعضى به عدم بقاى نفس بعد از بدن قائل شدهاند. و بعضى در حمل صورت بر ماده و حمل ماده بر صورت گرفتار شدهاند. بلى همه اين حيرتها، براى اين است كه نفس را آن طورى كه هست نتوانستهاند صاحب شئون و اطوار تشخيص بدهند.
چگونگى وجود نفس قبل از وجود بدن
مخفى نماند: مراد آخوند رحمه الله از اينكه فرموده: نفس قبل از بدن بوده و با بدن هم بوده و بعد از بدن هم مىباشد، [١] نه اين است كه در حقيقت قبل از بدن با آن جهت استقلالى وجودى، به نحو كثرت بوده است؛ بلكه مرادش از وجود نفس، همان مرتبهاى از مراتب نفس است كه وجود آن قائم به علت آن مىباشد و علت در مرتبه ذات، داراى كمالات معلول به نحو لفّ و بساطت است نه به نحو نشر و تركيب. پس وقتى كه مىگويد: قبل از بدن بوده، يعنى به واسطه وجودِ سببش موجود بوده است و مدام تنبيه مىكند تا هر كسى معناى سببيت و مسببيت را بداند.
آخوند بعد از اينكه عقيده خود را اظهار كرد به بعضى حرفهايى كه در اين باب گفته شده است مىپردازد.
[١] اسفار، ج ٨، ص ٣٤٦.