تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٦ - توصيف و رسم مراتب اجناس و فصول
نيست جوهر گويند و آن را قوه همه موجودات مىدانند، و البته در صفحه طبيعت، شيئى كه لاشىءتر از مادة المواد باشد نيست- چنانكه در اسفار مفصلًا شرح داده شده است- [١] و اين مادة المواد كه جوهر است به طورى مبهم و غير متعين و ضعيف الوجود است كه جنسى است كه فصل در آن مضمّن است.
از اين رو، عقل اول با اينكه جوهر است، و ليكن در آنجا جوهريت كه جنس الاجناس و صرف قوه كمالات است، هر چه امكان دارد به فعليت رسيده است و آنجا حكم فصل غالب است؛ لذا فصلى است كه جنس در آن تضمين شده است، و ليكن در اين مرتبهاى كه جوهريت در صف نعال وجود است و بعد از اين مرتبه، بايد اين وجود ضعيف و مادة المواد ترقى كند، ملاحظه مىشود كه گرچه اين مادة المواد، جنس و فصل دارد، ليكن فصل آن، همان قوه بودن است و فصل به طورى ضعيف است كه محض قوه بودن است، پس فصل در اينجا مغلوب و جنس غالب است؛ يعنى حكم جنس اظهر است، لذا جنسى است كأنّه خالصٌ فى الجنسيه، چنانكه آن موجودى كه تا آخرين درجه ممكن طى مسير نموده است حكم فعليت و وجود و فصل در آن غالب است و چه بسا در آنجا ديگر قائل به ماهيت نباشند؛ چون گويا جنسى نيست و همه قوه به فعليت رسيده است و بهتر اين است كه مثال به انسان بزنيم نه مثال به عقل اول، و ليكن در مثال مناقشه نيست.
توصيف و رسم مراتب اجناس و فصول
على اىّ حال، ما كه صفحه وجود را ملاحظه مىكنيم مادة المواد را ابتداءً، غير متحصل و غير متعين و در غايت ابهام و ضعف مىيابيم و آن به طورى ضعيف است كه اصلًا ممكن نيست خودش متعيناً ظهور كند؛ لذا در غايت معناى جنسيت است، و اين بايد از اول درجه وجود كه فقط لاشىء نيست بلكه قريب به عدم است، حركت كند و اول ترقىاش اين است كه به صورت جسميه متصور گردد، و اين مرتبه، گرچه
[١] اسفار، ج ٥، ص ٦٥- ١٢٣.