تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٩ - فصل پنجم استحاله فساد نفس
فصل پنجم استحاله فساد نفس
[١]حكما براى اثبات بقا و عدم فساد نفس از راه ديگرى استدلال كردهاند. به اين بيان كه: شىء، علل اربع دارد و انعدام آن به انعدام يكى از علل مىباشد.
اما علت فاعلى: چون نفس مجرد است، علت فاعلى آن هم مجرد است و انعدام فاعل مجرد محال است؛ پس از ناحيه علت فاعلى، عدم براى نفس غير ممكن است.
اما علت مادى: چون نفس مجرد است و مجرد ماده ندارد، پس سالبه به انتفاء موضوع خواهد بود؛ يعنى طروّ عدم بر نفس از ناحيه علت مادى محال است؛ به جهت اينكه نفس، چون مادى نيست علت مادى ندارد تا از ناحيه انعدام علت مادى، عدم به سراغ نفس آيد، در نتيجه انعدام نفس از راه عدم علت مادى، محال و غير ممكن است.
اما علت صورى: اولًا: نفس، ماده ندارد تا صورت داشته باشد و علت صورى براى آن باشد، بلكه نفس خودش صورت است.
و ثانياً: صورت هم مجرد است و انعدام در مجرد راه ندارد؛ زيرا صورت، صورت ديگرى ندارد، بلكه متقوّم به فاعل مجرد است، پس انعدام، براى صورت ممكن نيست، در نتيجه انعدام براى نفس از ناحيه صورت هم، محال است. و اگر براى اين
[١] اسفار، ج ٨، ص ٣٨٥.