تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٤ - لزوم تعديل و تقويت عقل نظرى و عملى
اگر حكيمى وجودات را- و لو عالم عقول باشد- به طور استقلال تعقل و اثبات كند، حجاب است؛ ولى اگر شخصى علوم طبيعى را ادراك كند ولى نه مستقلًا بلكه استظلالًا، سعيد است.
و الحاصل: چون سعادت، ادراك و تعقل وجود است، لذا بايد نظام وجود را به آن نحوى كه مبدأ و معاد است درك نموده و تعقل كرد.
اين يك جهت بود كه انسان در تحصيل سعادت آن را لازم دارد.
جهت دوم اين است كه عقل، عملى باشد؛ يعنى جوارح و اعضا، اعمال صالحه انجام دهد، اعمالى كه مناسب وجود انسانى باشد و در حقيقت، قوا و جوارح، طهارت حاصل نمايد با عملهايى كه مناسب مقام انسانيت بوده و باعث كدورات و ظلمات و احتجابات نباشد. و اعمال جوارح و قوا اعمالى باشد كه سازگار با روح و نفس انسانى باشد؛ چون عمل صالح همانند دواى صالح است، چنانكه دواى صالح همان دوايى است كه با مزاج سازگار باشد، عمل صالح نيز عملى است كه با روح انسان سازگار است.
خداوند متعال فرمود: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً» [١] به گمان حقير، وجه و علت مفرد آورده شدن عمل صالح آن است كه غير از عمل واحد كه عبارت از عمل للَّه باشد عملى سازگار مقام انسانى نيست، چنانكه آيه شريفه «إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ» [٢] شاهد آن است، و چنانكه حضرت امير عليه السلام در دعاى كميل اين معنى را مىفرمايد:
/ «حتى تكون أعمالي و أورادي كلها وردا واحدا» [٣]
كه با ورد واحد باشد، پس اگر انسان در كثرت باشد، در عمل صالح نيست؛ چون اوراد متعدد، با انسان ناسازگار است.
ما فعلًا در كثرت واقع هستيم و حتى عبادتمان آلوده به هواهاى كثيرى است، هواى
[١] نحل (١٦): ٩٧.
[٢] سبأ (٣٤): ٤٦.
[٣] مصباح المتهجد، ص ٧٨٠؛ مفاتيح الجنان، دعاى كميل.