تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٧ - فصل هفتم عليت امر مجرد عقلى براى نفس ناطقه
فصل هفتم عليت امر مجرد عقلى براى نفس ناطقه
[١]مبدأ بلاواسطه نفس چيست؟ آيا حضرت بارى تعالى است؟ آيا صورت جسميه است؟ آيا اعراض عارض بر جسم است؟ آيا يكى از مجردات عالم عقل است؟ و آيا نفوس در يكديگر تأثير دارند؟ در اين مطلب وجوهى است كه ان شاء اللَّه همه آنها را متذكر خواهيم شد.
اما اينكه جسم نمىتواند مبدأ بلاواسطه نفس باشد، براى اينكه اولًا: اگر جسم تأثير داشته باشد، لازم مىآيد از هر جسمى، هر نفسى صادر شود.
و ثانياً: جسم، صاحب وضع است و تأثيرش محتاج به محاذات است، و حال آنكه نفس، جسم نيست تا صاحب وضع باشد. علاوه بر اين: فرض در عدم است كه جسم مىخواهد از كتم عدم، نفسى ايجاد كند و وضع جسم با كتم عدم صحيح نيست.
و ثالثاً: وجود نفس چون مجرد است، اشرف و اعلاى از جسم است و اخسّ چگونه فاعل اعلى مىشود؟
و اما اينكه اعراض جسم هم نمىتواند مبدأ بلاواسطه نفس باشند، براى اينكه اولًا:
آنها هم چون جسمانى هستند، صاحب وضع مىباشند و بايد در تأثير خودشان، به تبع معروض خود، براى خود وضعى قرار دهند.
و ثانياً: وجود اعراض جسم- از قبيل سفيدى و سرخى و اعراض ديگر- انزل از
[١] اسفار، ج ٨، ص ٣٩٦.