تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦١ - اصل چهارم حركت جوهرى
كمتر است، وجه امتيازشان هم به عين هويتشان و به تمام ذات كه نحوه وجودشان باشد، خواهد بود؛ در نتيجه امتيازشان هم، به تمام ذات مىباشد. و هر مرتبه بالا، جامع تمام كمالات مرتبه پايين خود كه از او صادر مىشود مىباشد. و معناى صدور هم تنزل سنخ كمالى از كمالات بالا است، البته تنزل، در متن خارج است، در واقع و حاقّ العين يكى متقدم و ديگرى متأخر است، يكى شديد و ديگرى ضعيف است، يكى علت و ديگرى معلول است.
چنانكه گفته شد، اين طور نيست كه اوّلى شيءٌ ثبت له التقدم و الشدّة و العلّية باشد، و دومى اين طور باشد كه شيءٌ ثبت له التأخر و الضعف و المعلوليه، تا زيادة شيءٍ على شىء لازم آيد؛ مثل زيادت ذاتى شىء در باب ايساغوجى و يا مثل زيادتى لوازم ذات در باب برهان، بلكه خارج، طبق اصالت وجود يك هويت بسيطه است كه تقدم عين وجود است و شدت هم، عين همان وجود است، علت هم عين وجود است، نفس هويت بتمامها، تقدم و شدت و علت است، چنانكه نفس هويت بتمامها، تأخر و ضعف و معلول است.
پس در خارج اين طور است، اگر چه بعضى از اوهام به جهت ضعف ادراك، تخيل مىكنند كه وجود، شيئى است، و تقدم هم- مثلًا- شيئى ديگر مىباشد كه براى شىء اول ثابت است، و يا عليت چيزى است كه براى چيز ديگرى كه هويت است ثابت مىباشد.
چنانكه اذهان سافله بين علت و معلول تضايف مىفهمند و مىگويند: تعقل احدهما مستلزم تعقل ديگرى است، و حال اينكه در خارج اين طور نيست، بلكه هويتى به تمام الذات علت و هويتى به تمام الذات معلول است مثل تضايفهاى ديگر نيست كه ابوّت براى حيوان ناطق، چيز ثابتى باشد و بنوّت هم براى حيوان ناطق وصف ثابتى باشد و شيءٌ ثبت له شيءٌ آخر باشد.
و الحاصل: عليت و معلوليت و تقدم و تأخر و شدت و ضعف، از ذاتيات نحوه وجود و هويتهاى مخصوص است، و لكن نه ذاتى باب برهان و نه ذاتى باب