تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٦ - بيان اصناف مردم در حشر
ولى مرحوم آخوند چون علم و احساس را به فعاليت نفس مىداند [١]- گرچه در نشئه طبيعت به يك معنايى مشوب به انفعال است- فلذا ماده لازم ندارد و در حشر به فعاليت نفس، صورت متناسبه با ملكات حاصل مىشود و التذاذ و احساس به فعاليت نفس با انشاى صور متناسبه با ملكات مىباشد.
بلى، در اين دسته كلامى است كه آيا مىتوانند در برزخ بالاخره از اين شقاوت مستخلص شده و به سعادت حسى برسند يا نه؟ اين مطلبى است كه در معاد ذكر خواهد شد.
گروه دوم اشخاصى هستند كه در مدنيت دينى واقع گرديدهاند، ولى اينها از تربيتهاى خيالى، قدم بيرون نگذاشته و تحت تربيت عقلانى قرار نگرفتهاند، اگر در همين دستورات مربوط به تجرد خيالى فرمانبردار بوده و ملكات شرعى را اكتساب نموده و علاوه بر تجرد خيالى، اخلاق حسنه كسب نمايند، شرع هم براى آن اخلاق و اعمال، جزاء و ثواب مقرر نموده و متناسب با اعمال شرعى واجب المراعات، در حشر التذاذ برده و به سعادت حسى نايل خواهند شد، و اگر به فرامين شرعى عمل نكرده و تخلف نمايند، آلام و عذابهاى مقرّره به عنوان سزا و كيفر، شقاوت حسى آنها خواهد بود. علاوه بر آن، اگر ملكات اخلاقى رذيله داشته باشند، طبق ملكاتشان به فعاليت نفس، تألمات حسى خواهند ديد.
در اين دسته هم كلامى است و آن اينكه: آيا ممكن است از اين شقاوتهاى حسى در برزخ تخلّص پيدا كنند يا نه؟ كه در مبحث معاد خواهد آمد.
طايفه سوم آن دستهاى هستند كه تجرد عقلانى پيدا كردهاند؛ يعنى از مرتبه تجرد خياليه بالاتر رفتهاند.
چون كلام در سعادت و شقاوت حسى بود از بعضى نقل شد كه قائلند ارواح، به اجرام سماويه و يا ابخره و ادخنه متعلق مىشود، و آخوند رحمه الله به خصوص به دومى، اشكال كرد كه اگر ارواح به نحو تعلق تدبيرى متعلق نباشد، اين ابخره و ادخنه حافظى
[١] رجوع كنيد به: اسفار، ج ١، ص ٢٦٤- ٢٦٥ و ج ٣، ص ٢٨٠ و ج ٨، ص ١٧٩.