تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٤ - كيفيت ارتباط علت و معلول
آخوند مىفرمايد: ناگفته نماند كه از كلام ارسطو استفاده مىشود كه نباتات و جسمانيات و تمام قواى نفسانيه انسان از قواى ناميه و تغذيه و باصره و سامعه و شامّه و غير آن، حشر دارند؛ چون گفت كه نفس انسانى مقام ظهور و غيب دارد و مرتبه ظهور و قواى ظاهريه، متقوّم به مقام غيب است، و ليكن از كلام وى نمىشود حشر كليه نباتات و جمادات را على الاطلاق- يعنى گياهها و سنگها و اجرام و اشجار- استفاده كرد؛ براى اينكه هيچ كسى قائل نشده كه مثلًا در نباتات غير قوه ناميه، قوهاى فوق آن قوه باشد كه قوه ناميه مقام ظهور آن باشد.
البته از آنجايى كه آخوند رحمه الله در آخر كتاب بر حشر موجودات تأكيد مىكند و براى نباتات و جمادات هم حشر قائل است [١]- و ليكن نه مثل حشر انسانى، بلكه به معناى فناى آنها در مبادى عاليه- لذا مىخواهد از كلام ارسطو براى عقيده خودش شاهد بياورد.
كيفيت ارتباط علت و معلول
يكى ديگر از مطالبى كه از قول ارسطو استفاده مىشود، قضيه كيفيت ارتباط معلول با علت به آن معنايى كه ما در باب علت و معلول گفتهايم، مىباشد.
در مقابل، عدهاى از متكلمان گمان كردهاند كه عليت و معلوليت مانند نسبتى است كه هيئت خانه به بنّا دارد؛ كه كاه و گل و آجر را روى يكديگر گذاشته و آنچه را نبوده به وجود آورده است و فقط اصل احتياج در حدوث را به نوعى تصور كردهاند بدون اينكه در بقا احتياج به علت باشد.
منتها گفتهاند: همان نسبتى را كه هيئت بنا با بنّا دارد، وجودات عالم، همان نسبت را با مبدأ دارند، با اين تفاوت كه بنّا اين هيئت را ايجاد نموده، ولى مبدأ، اصل وجود گل و آب و خاك و ماده اولى و غيره را ايجاد نموده است، و چنانكه بقاى هيئت خانه بعد از ايجاد، طبق استحكاماتى است كه در اصل تصوير به كار برده شده است و از وجود
[١] اسفار، ج ٩، ص ٢٤٣.