تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٢ - اشكالات وارده بر منكرين حركت در جواهر
و يك نظر ديگرى هم داريم كه در آن نظر مىبينيم وجود، اصل و حقيقتى بسيط است و لا ثانى له است و ما به واسطه برهان- اگر اهل برهان باشيم- و به واسطه كشف- اگر اهل كشف باشيم- بيش از يك حقيقت و اصل، اثبات ننمودهايم و ممكن نيست كه ثانى براى آن اصل باشد؛ و در اين نظر يك وجود متشخص و يك حقيقت شخصيه بسيطه و هويت واحده هست، ولى اين هويت، داراى مراتب است كه اين كثرات به واسطه آن مراتب است و چون هر مرتبه اثر خاصى دارد كه در مرتبه ديگر محال است آن اثر پيدا شود، پس همه اين كثرات حقيقت دارند، و حقيقت انسان غير از حقيقت بقر است؛ چنانكه بقر غير انسان است، و زيد غير عمرو است؛ چنانكه عمرو غير زيد است، و عقل غير خيال است و خيال غير لمس است.
بالجمله: در عالم هستى يك حقيقت و يك هويت شخصيه صاحب مراتب است، چنانكه در انسان گفتيم كه بيش از يك تشخص و وجود، وجود و تشخص ديگرى نيست، گرچه نمىشود كثرات را منكر شد و گفت: خيال، عين عقل است و عقل، عين سمع است؛ زيرا بالبداهه اين طور نيست؛ چون كار سمع، شنيدن صداهاست و از بصر در دار طبيعت برمىآيد كه يك خط شعاعى از او به طرف مبصرات خارج شود و اين عمل هر گز از عهده سمع برنمىآيد، پس در حقيقت، كثرات هست، نه اينكه سمع، عين بصر باشد و اين قوه، عين آن قوه باشد، خير در عالم طبيعت اين گونه نيست.
ولى از آن طرف هم اين طور نيست كه جسم تعليمى انسان- عرض و طول و عمق معين- وجودى منحاز از جسم طبيعى و ممتد جوهرى داشته باشد كه وجود اين، غير وجود آن باشد، و همين طور وجود ساير اعراض، بلكه بيش از يك تشخص و وجود نداريم و اين اعراض حيثياتى از آن يك هويت و مراتبى از آن يك حقيقت هستند و آن حقيقت جوهريه كه وجود واحد شخصى است، عرض عريض و مراتبى دارد، و اعراض به هيچ نحو وجودى منحاز از اين هويت ندارند، بلكه عين همين هويتند، منتها از بعضى مراتب آن مفهومى انتزاع مىشود كه از مرتبه ديگر چنين مفهومى انتزاع نمىشود.