تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٤ - اشكالات وارده بر قائلين به حدوث روحانى نفس
و الحاصل: ماده و صورت در خارج اين طور نيست كه دو شىء ممتاز از هم باشند، بلكه يكى متحد با ديگرى است؛ در وجود خارجى يك وجود است كه به حمل شايع صناعى جنس به آن حمل مىشود و فصل هم بر آن حمل مىشود؛ فقط فرق آنها به ابهام و تعين و لا تحصل و تحصل است، يعنى فصل و صورت، تحصل ماده و جنس است. پس بنا بر اين: قائلين به اينكه نفس، مجرد بوده و به حدوث بدن حادث شده، طبق قاعدهشان در باب ماده و صورت بايد بگويند: نفس كه صورت بدن است بايد با بدن، مثل ماده و صورت در جاى ديگر متحد باشد و بتوان هر يك از آنها را بر ديگرى حمل نمود؛ چون مسلّم است كه نسبت نفس و بدن اين طور نيست كه نفس موجود ديگرى باشد كه كنار اين بدن قرار گرفته باشد و مثل تدبير راننده نسبت به اتومبيل، بدن را تدبير كند.
تفصيلٌ: ما اين باب را توضيح مىدهيم به اينكه: پيش علما محرز است چنانكه كسانى كه قائل به تجرد و حدوث نفس هستند اين مبنا را قبول دارند و بر اين مبنا اشكال سختى متوجه آنها خواهد شد، و آن مبنا عبارت است از اينكه قائلين به حدوث نفس- به تبع قاطبه حكما و منطقيين- گفتهاند: مبدأ اشتقاق جنس و فصل، ماده و صورت است. البته ماده و صورت در خارج غير قابل انفكاكند يعنى اين گونه نيست كه دو وجود، منضم به يكديگر باشند و يك وحدت اعتبارى درست كرده باشند، بلكه چنانكه مىدانيم وجود واحدى است، منتها به اعتبار اينكه وجود، امرى بوده كه بنفسه قوه و لا تحصل بوده، وجود جنس است، و به اعتبار اينكه وجودِ فعلى است و از فعليات ديگر ابا داشته باشد ملاحظه شود، وجودِ فصل و صورت است.
در نتيجه كليه صور نوعيه اين طور نيست كه منحاز از وجود صورت، وجود ماده هم داشته باشد، بلكه ماده همان است كه مبهم و غير مستقل بوده، و صورت طبيعيه، مستقل مىباشد و همان غير مستقل است كه مستقل شده است.
و الحاصل: جنس در تمام موارد در فصل مضمّن بوده، مثلًا حيوانيت در ناطقيت مضمّن است، و هكذا جسم نامى مضمّن در حيوانيت و جسم نامى در جسميت