تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٩ - بحثى پيرامون آيات معاد
كه علاوه بر علت فاعلى، به هيولى و تطوّرات صور و استعدادات حاصله از حرارت و گذشتن ازمنه احتياج دارد تا قابليت قبول صورت ما فوق را داشته باشد. پس اين فرق، مربوط به مقام ذات و نحوه وجود اين دو موجود است و ربطى به تفاوت در قدرت ندارد، تا كسى وحشت كرده و به جاى كلمه «اهون» به دنبال كلمه «هيّن» در قرآن و روايات باشد.
از آنچه به عرض رسيد، معلوم شد: وجود موجودات مكفيه به فاعل، در ايجاد، اهون است از آنچه كه محتاج به هيولى هم هست؛ چنانكه ان شاء اللَّه در معاد گفته خواهد شد كه جسم و لذايذ و آلام حسى در ماوراى طبيعت بدون ماده به توسط نفس، ايجاد خواهد شد؛ پس خداوند به توسط نفس كه در ماوراى طبيعت است اجسام و اجسادى را ايجاد خواهد فرمود، و اين ايجاد از آنچه اول در عالم طبيعت و ماده و مدت تخليق گرديدهاند اهون است.
بعد از تقديم اين مطالب، گفته مىشود: چنين نيست كه فعلًا جنت و جهنم موجود نباشند، چون عالمى كه محتاج به هيولى نيست، اشرف است از عالمى كه احتياج به ماده دارد و به قاعده امكان اشرف، آن عالم، اقرب به فيض از عالم طبيعت است، و لذا آن عالم در قوس نزولى، موجود و قبل از طبيعت بوده است و در اصطلاح فلاسفه به عالم مثال معروف است و در اصطلاح شرع به عالم ملائكه مصطلح است و در قوس صعودى به عالم برزخ معروف مىباشد.
البته اين عالم، بنفسه موجود است و از نظر قواعد و براهين [١] و آيات [٢] و احاديث [٣] ثابت است، ولى بالنسبه به موجود طبيعى، موجود نبوده؛ يعنى اين موجود در ارتقاى وجود و كمال وجودى به آن رتبه و به عالم برزخ نرسيده است، چنانكه عالم طبيعت
[١] رجوع كنيد به: حكمة الإشراق، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ٢، ص ٢٢٩- ٢٣٥؛ اسفار، ج ١، ص ٣٠٢ و ج ٣، ص ٥٠٢ و ج ٩، ص ٢٢٨ و ٣٣٥.
[٢] رجوع كنيد به: سوره مؤمنون (٢٣): ١٠٠ و سوره زمر (٣٩): ٤٢ و سوره غافر (٤٠): ١١ و ٤٦ و تفاسير آنها.
[٣] فروع كافى، ج ٣، ص ٢٤٢- ٢٤٥؛ بحار الانوار، ج ٦، ص ٢١٤.