تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٢ - علت اختلاف در اتحاد عقل فعّال با نفس
بعضى از فلاسفه مثل ابن رشد اندلسى [١] در خيال خود وجود را طبقهبندى نموده است و از مركز خاك، به عنوان وجود منحازى، شروع كرده و همين طور ادامه مىدهد و در مراحل و طبقات بعدى طبقات سماوات و عرش را خيال كرده و در بالاى آن خدايى تصور كرده تا وجودات مقابل هم باشند و در جنب خدا، وجود منحازى تصور كرده كه با اراده، ايلاد و افراز گرديده است، وى مخروطى تصور كرده و وجود را چنان مىداند كه نقطه رأس، در رأس قرار گرفته و از اجزاء پايين منفصل مىباشد. [٢]
اين چنين فرض و اعتقادى، به حق وجود و حقيقت عليت نرسيدن و بىخبرى از حقيقت است، انسان همين كه عالم عقل و عالم طبيعت را گفت، گمان مىكند بالاى اين عالم به بُعد مكانى، عالم عقلى قرار گرفته است، منتها صافىتر و زيباتر از اين عالم است و لذا با چشم عقل، رو به طرف آن موهوم خيالى كرده و با چشم ديگر رو به عالم طبيعت مىنمايد و بين آنها فاصله قائل مىگردد، و حكيم چون ديده حقبين عرفانى را باز نكرده، گرچه با براهين، بعضى از مطالب را دريافته است، ولى گاهى چنين خطورى از قلبش مىگذرد و مىگويد: عالم عقل و عالم طبيعت مقابل هم بوده و عالم عقل بالاى عالم طبيعت قرار دارد و لذا زير بار اتحاد نمىرود.
قضيه اين نيست كه عالم عقل، وراى عالم طبيعت باشد، بلكه عالم طبيعت ظهور و تجلى آن است؛ چنانكه همه عالم، تجلى واجب است، منتها دار طبيعت جلوهاى ناقص است و به ظهور تام در اينجا جلوه حاصل نيامده است؛ چون طبيعت، منتهاى جلوه واحد است و چون ظهور، ناقص است، لذا در طبيعت احكام ماهيت نمايان است و ماهيات استقلال داشته و كثرت نمايان است و احكام غيريت بارز و ظاهر است و
[١] ابو الوليد محمد بن احمد بن محمد بن رشد قرطبى اندلسى، از حكما و طبيبان صاحبنام اسلامى است و در ادبيات، فقه و حديث نيز دستى داشته و منصب قضاوت شهر قرطبه به وى تفويض شده بود. از تأليفات اوست: بداية المجتهد و نهاية المقتصد، التوحيد و الفلسفه، تهافت التهافت، فصل المقال، الضروري فى المنطق، الكشف عن مناهج الادلة فى عقائد الملّة.
او به سال ٥٩٥ ق. در مراكش وفات يافت و پس از سالها جنازهاش به قرطبه منتقل گرديد.
[٢] فصل المقال، ص ٤٠- ٤١.