تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٨٥ - اصل يازدهم انسان، جامع اكوان سهگانه طبيعى، مثالى و عقلى
الْأَعْيُنُ»، [١] و البته شاهد آن، احاديثى است كه تمام اصناف از طوايف ملّيين آن را نقل كردهاند؛ مثل حديثى كه مىگويد: براى اهل بهشت به توسط ملائكة اللَّه كاغذى به مضمون
«سلامٌ من الحيّ القيّوم»
مىآيد، و در ذيل آن مىگويد هر چه عبد من اراده كند، موجود مىشود. [٢] و با اين جمله منافات ندارد كه جنتى باشد و به هر مؤمنى مبذول گردد و آن جنت و نعمتهاى آن موجوداتى غير معاليل نفس باشند، كه به عنوان ثواب و نتيجه اعمال آنها موجود گرديده باشد و به آنها اعطا گردد، چنانكه بر اين مطلب ضرورت ملّيين و صريح آيات و احاديث دلالت دارد.
على اىّ حال: نكته قابل اصرار در اين اصل آن است كه بدن نفس، در نشئه آخرت معلول آن نيست و به فعاليتش مخلوق نمىباشد، بلكه آن بدنى است كه نفس، خود آن بدن است و ايجاد و اعدام آن، مساوق اعدام و يا ايجاد خودش مىباشد و ممكن نيست شىء به فعاليت خودش موجود شود؛ زيرا اين مستلزم دور صريح باطل است.
و اگر عبارتى از عبارات آخوند رحمه الله موهم اين معنى باشد كه نفس، بدن خودش را به فعاليتش ايجاد مىكند، از خطاهاى عبارتى است، و بر فرض اگر آخوند رحمه الله و يا ديگران مصرّ بر اين معنى باشند، درست نبوده و به شدت مورد انكار ماست، ما بر مدعيان چنين فعاليتى منكر هستيم، گرچه به فعاليت نفس قائليم تا آنجايى كه مىتواند معاليل جرميه و اجسام و مقادير عظيمه را به اذن ربّها القادر ايجاد كند؛ چنانكه در عالم طبيعت، بر خلق صور خياليه و اشكال محسوسه، قادر و تواناست.
اصل يازدهم: انسان، جامع اكوان سهگانه طبيعى، مثالى و عقلى
اصل يازدهم: عالم، از وحدتى برخوردار است به طورى كه اگر يك ذرّه و يا يك پر كاهى از مرتبهاى كه دارد جا بهجا شود و يا يك برگى از آن حدى كه دارد تجافى بنمايد، مستلزم انقلاب در سرتاسر عالم است و نمىشود يك ذره وجودى را قلع كرد،
[١] زخرف (٤٣): ٧١.
[٢] علم اليقين، ج ٢، ص ١٠٦١.