تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٨ - مراتب سهگانه وجود انسان
البته اين با سلسله نزولى مضاهى است، گرچه از جهت ديگر با آن غير مضاهى است؛ چون در آنجا مرتبه پايين معلول است و از مرتبه بالا صادر شده است، ولى در اينجا مرتبه بالا، كامل مرتبه پايين است، نه به طورى كه هر يك از آنها داراى هويت مستقل باشند، به خلاف قضيه قوس نزولى كه در آنجا مرتبه عقليه و عالم عقل در حقيقت با عالم برزخ و طبيعت، يك هويت ندارند، بلكه معلول، وجود و هويت و شخصيتى غير از هويت عالَم عقل دارد.
ولى در مراتب ثلاثه انسان، قضيه اين طور نيست، بدن و نفس و عقل همه يك هويت و شخصيت دارند، شخصيت و وجود، واحد است و ليكن همين يك هويت، صاحب مراتب است كه مرتبه بالا اشدّ جمعيةً و اكثر جمعيةً از مرتبه پايين است؛ زيرا هر چه به افق وحدت نزديك باشد، تجزى در آن راه نمىيابد و هر چه به افق طبيعت و كثرت نزديك باشد، تفرق و تجزى در آن بيشتر است و در اصل، آنچه قابل تجزى است، مرتبه طبيعت است و ما فوق آن بالذات متجزى نيست، بلى مرتبه برزخيه بالعرض متجزى است.
به عبارت ديگر: ما فوق طبيعت بالذات متجزى نيست، ولى بالعرض مرتبه برزخيهاش به تجزى جسم، متجزى است و مرتبه اول و پايينترش كه عبارت از حس لمس باشد، بيشتر از همه قواى نفسانى تجزى را قبول مىكند و بعد از اين، آنچه از قواى ظاهرى كه تجزى را بيشتر قبول مىكند، قوه ذائقه است و بعد از آن، شامّه و بعد از آن سامعه است و هر چه قواى نفس رو به وحدت بگذارد، كمتر متجزى مىشود.
مثلًا قوا و حواس باطنى- مثل حس مشترك، خيال، واهمه، حافظه و ذاكره- كمتر از قواى ظاهره تجزى دارند، و حس مشترك با اينكه همه ادراكات حواس ظاهره را ادراك كرده و آنها در آن واقع مىشوند، ولى در آنجا اينها متجزى نمىشوند، با اينكه قبل از مرتبه حس مشترك متجزى بودند. اگر چه در حواس باطنى هم تجزى واقع مىشود؛ مثلًا حس مشترك، غير از حس خيال، و حس خيال، غير از حافظه و حافظه، غير از ذاكره است.