تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٦ - لزوم تعديل و تقويت عقل نظرى و عملى
چون چنين شخصى نظرش بلندتر از اينهاست و او براى رضاى خدا قيمت قائل است و كسى كه براى زر و زيور قيمت قائل شد، چيزهاى پر قيمت در نظرش از قيمت مىافتد.
بالجمله: براى تحصيل سعادت دو جهت لازم است: يكى رسيدن عقل هيولانى به مرتبه عقل بالفعل، و ديگرى عمل صالح عقل عملى؛ يعنى بايد عقل نظرى به درك حقيقت اشياء كما هى؛ يعنى كما هى اظلال و مستظلات برسد و عقل عملى هم با عمل و تصفيه قواى جسمانى كمك كند، و حقيقت انسان مثل يك آينه در غلاف است كه هم صفاى آينه لازم است، و هم خروج از غلاف، تا صور در آن مرآت نقش بندد، پس اولًا لازم است كه انسان صفاى معنى داشته باشد و ديگر اينكه از غلاف و قشر و علايق بدنى و دنيايى بيرون آمده باشد، و اگر اين دو مانع رفع شود؛ يعنى صفاى روحى پيدا گردد و كدورات بدنيه برداشته شود، اتصال به عالم بالا پيدا مىشود.
و به عبارت ديگر: اگر صفاى باطنى حاصل شد و علايق بدن هم برداشته شد، اتصال تام حاصل مىشود، چنانكه دعابه وهم و شيطنت طبيعت مادامى كه انسان در طبيعت است ممكن است دامنگير او شود. و چنانكه خواب هم كه برادر مرگ است، چنين است؛ چون خوابى كه انسان مىبيند يا به اين جهت است كه محسوسات حسيه ارتقا پيدا كرده و صور آنها در مخزن خياليه باقى مانده و انسان در وقت خواب آنها را مىبيند، و يا اينكه نفس در موقع خواب كه اشتغالش از طبيعت كم شد، صفايش بيشتر شده و متصل به عالم ماوراى طبيعت مىشود و از حقايق آنجا كشف مىنمايد.
بالجمله: براى انسان لازم است كه عقل عملى داشته و قوا و آينه طبيعت را تعديل كند و آن را از افراط و تفريط به در آورد، و اگر تعديل كرد، چنان مىشود كه گويا قواى طبيعى و شيطانى و حيوانى ندارد؛ زيرا وقتى متضادين تعادل كردند از خاصيت مىافتند؛ مثل اينكه اگر آب سرد و گرم را به يك اندازه ممزوج كنند، حرارت و برودت تعديل شده و ملايم مىشود و گويا حرارت و برودت نيستند، اوصافى كه مقتضاى خود را خواهان هستند نيز چنين هستند، مثلًا شهوت مقتضاى خود را مىخواهد