تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٧٠ - اصل ششم هويت انسان به نفس است نه بدن
كه به تمام كمال خود در شجره عالم طبيعت به آن اندازه كه مىبايست برسد، نايل شده است و اين ميوه از ماندن در اين شجره مستغنى شده و به طورى خوش طعم و كامل و خوش عطر و بوست كه ملائكة اللَّه مجذوب نور جمال و عطر وجود او مىشوند.
و لذا مؤمن وقتى كه مىگذرد و نورش به جهنم مىافتد، جهنم خطاب مىكند:
«جز يا مؤمن فقد أطفأ نورك لهبي». [١]
بلى، اخترامى كه هر گز حاصل نشد، تنها براى يك موجود است و آن هم وجود مقدس ولىّ كل است كه براى او هيچ اخترامى حاصل نشد حتى خلجانى هم ابداً به قلبش وارد نشد. و اگر فرمود:
«ليغان على قلبي» [٢]
اين در جايى بود كه ابو جهلها در مقام ايذاء قلب محترمش بر مىآمدند و حرفهاى ناگوار مىگفتند؛ و گر نه هيچ نحو اخترامى براى ايشان وارد نشده است و در اين طبيعت به آن طورى كه نقشه سير الهى بود، سير فرمود.
و لذا حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در آن نقل از دو ركعت نمازى كه در ليلة المعراج خوانده شرح مىدهد كه: امر شدم در ركعت اول بعد از حمد، سوره توحيد را بخوانم كه خدا فرمود: آن نسب من است و در ركعت دوم بعد از حمد امر فرمود سوره «إنّا أنزلناه» را بخوان كه سوره تو است و در آخر اين سوره است كه مىفرمايد: «سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» [٣] رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم وقتى اين ليله را به آخر رسانيد تا طلوع فجر و برچيده شدن اين طبيعت و طلوع غيب، همهاش سلامت بود و اين شب بود كه به آخر رسيد نه آن ليله قدرى كه در مدت نبوتش بود، بلكه همان ليلهاى بود كه براى حضرت ابراهيم بود «فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً». [٤]
و بالجمله: انسان در اين طبيعت، يك مولود طبيعى است و دائماً در حركت مىباشد
[١] بحار الانوار، ج ٨، ص ٢٤٩.
[٢] بحار الانوار، ج ٢٥، ص ٢٠٤.
[٣] قدر (٩٧): ٥.
[٤] انعام (٦): ٧٦.