تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٤ - بيان عجز شيخ الرئيس از حل بعضى از مسائل
تلبسها مادّة و أكثر منها، و در ايرادش گفته است: كيف يصحّ هذا و الصورة الواحدة معيّنة لمادّة واحده، و حاصل اين احتمال اين است كه شايد صورت واحده باشد و صورت واحده را يك ماده و يا اكثر از يك ماده تلبس كند؛ يعنى صورتى كه در مرتبه اول، مادهاى به آن متلبس شده بعد كه عنصر و ماده ديگرى افزوده مىشود، صورت همان باشد كه اول بوده است.
و حاصل ايراد اين است كه: چطور مىتوان اين سخن را پذيرفت و حال اينكه صورت واحده معينه براى ماده واحده معينه است؟
سپس احتمال ديگرى داده است: لعلّ الصورة الواحدة محفوظة فى مادّة واحدة اولى تثبت الى آخر مدّة بقاء الشخص، و در ايرادش گفته: و كيف يكون هذا و اجزاء النامي يتزايد على السواء فتصير كلّ واحدة من المتشابهة الاجزاء اكثر ممّا كان، و القوة سارية فى الجميع؛ ليست قوة البعض أولى بأن تكون الصورة الاصلية دون قوة البعض الاخر، و حاصل احتمال اينكه: شايد صورت واحده محفوظه در ماده واحده اولى، تا آخر مدت بقاى شخص ثابت باشد.
حاصل ايراد اين است: با اينكه اجزاء ناميه نبات، روز به روز على السواء متزايد مىشود و در نتيجه هر يك از اجزاء متشابهه زيادتر از آنچه سابق بوده مىشود و قوه در تمامى اين اجزاء سارى است، لذا چگونه ممكن است گفته شود كه يك قسمت از آن قوه ساريه در تمام اجزاء، أولى باشد كه صورت اصليه گردد و آن قسمت از قوه كه روى جزء ديگر منبسط گشته است اصل نباشد.
و بعد احتمال ديگرى داده و گفته است: شايد قوهاى كه سابقاً موجود بود، آن اصل و محفوظ باشد. و ايراد اين احتمال اين است كه: نسبت آن قوه به جزء سابق، مثل نسبت قوه ديگر به جزء لاحق است و اولويتى ندارد كه نبات را به آن اعتبار، شىء واحد ديد.
و سپس گفته است: فلعلّ النبات الواحد بالظنّ ليس واحداً بالعدد فى الحقيقة بل كلّ جزء ورد دفعة هو آخر بالشخص متصل بالاول؛ شايد نباتى كه ما آن را