تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٩ - حقيقت شفاعت و غفران و چگونگى تأثير عبادات
و ملكات مظلمه، آن را در بر گرفته باشد، آيا در چنين صورت، امكان ازدواج نور عبد با نور ولى اللَّه هست؟! اين اذن الهى است و اذن الهى مثل اذن من و تو نيست كه اعتبارى باشد و بگويد اذن دادم، بلكه اين اذن حقيقى است؛ چنانكه مغفرت او هم حقيقى است و رحمت او هم حقيقى است، بلكه اصلًا حقيقت و خارجيت دارد؛ چون آنجا جاى اعتباريات نيست. چنانكه گفتيم استحقاق عقوبت آنجا حقيقت دارد و عقوبات، از لوازم هويت و ملكات ذات است و آن عقربها و نار و نيران مُنشأ نفس، غير قابل غفران است.
براى اينكه غفران، در آن ذاتى كه هويت و لازمهاش آتش و ايجاد آتش است، يعنى چه؟! آيا غفران اين، غير اين است كه بايد اين ملكات طبق اقتضا و استعداد خودشان، آتش و نيران ايجاد كنند تا اين ملكات به آخر رسند؟! و آن ذاتى كه حقيقتش مظلم شده، مگر مىشود آن را همين طور از آن ظلمت ذاتى بيرون آورد؛ غفران اين، همانا تمام شدن استحقاق عقوبت آن است- كه گفتيم چگونه استحقاقى است- و رحمت اين، همان است كه استحقاق عقوبتش تمام شود.
ان قلت: اين رحمت و غفاريت حق چيست كه در قرآن فراوان است؟ آيا رحمت و غفران، غير اين است كه از گناه بگذرد؟
قلت: ما گفتيم كه غفران خدا چيست؛ غفران خدا، خارجيت دارد و رحمت او خارجيت دارد. چنانكه اينجا كه از رحمت او مىگوييم كه سيل رحمت او، ما و جهان و جهانيان را مستغرق نموده، آيا غير از همين نظام عالم است كه دارد سيل رحمت موج مىزند؟! همين آب و هوا و عقل و شعور و قرآن و اخبار و مأكول و ملبوس و شمس و قمر، عين رحمت اوست، و سيل رحمت او جريان اين موجودات است كه هر موجودى نسبت به حال خود غرق درياى رحمت است.
وجود هر موجودى و وسايل زندگى و جهازات بدنى و تمام اسباب احتياجات و همه نعمتهاى بىحد و احصا، ذيل رحمتى است كه بر همه كشيده مىشود؛ آنجا هم رحمت او عين بهشت، و مغفرت او عين به اتمام رسيدن آن ظلمات و استحقاق