تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٧ - بيان عجز شيخ الرئيس از حل بعضى از مسائل
در خارج، نحوه عريضى است و حركت در وجود جوهرى واقع مىشود نه در ماهيت جوهر، و اشتباه شيخ در عدم تشخيص موضوع حركت بوده است كه گفته: حركت، موضوع لازم دارد و اگر ماهيت عوض شود امكان ندارد و غير آن هم موضوع نيست، ولى ملتفت نشده كه عيبى ندارد هيولى، موضوع حركت جوهريه باشد.
از جمله مسائلى كه شيخ در آن گير كرده، مسأله معاد جسمانى است كه نتوانسته آن را تصحيح كند و بالاخره گفته است: چون صاحبان اديان گفتهاند، ما بايد تسليم باشيم. [١] و جهت آن هم اين بوده كه نتوانسته مسأله نفس را تنقيح كند.
همين طور وقتى در تجرد نفس حيوانى وارد شده به ترديد گذرانده و پيوسته مىگويد: اگر اين طور باشد، اين ايراد لازم مىآيد و اگر آن طور بگوييم، دچار فلان اشكال مىگرديم. [٢] و بالاخره آن را درست نكرده و خارج شده است.
همين طور شيخ منكر صحت مسأله اتحاد عاقل و معقول بوده است. [٣]
در اتحاد نفس با عقل فعّال، به قائلين آن تشنيعها كرده و گمان كرده كه مراد از اتحاد آن است كه دو وجود يكى شود. [٤]
و يكى از آن مسائل، انكار ارباب انواع است كه مُثل افلاطونى را انكار كرده است، [٥] ولى آخوند رحمه الله مىگويد: ما اثباتش كرديم. [٦]
همچنين شيخ طبق عقيدهاى كه داشته است، نتوانسته تجرد برزخى را درست كند و بسيارى از محدثين ما به اين قول قائلند كه ارواح قبل از ابدان بوده [٧] و بعد از آنكه جنين چهار ماهه شد، يكى را به حكم قرعه يا همين طور بالبخت و الطالع، انتخاب
[١] شفا، بخش الهيات، ص ٥٤٤.
[٢] مباحثات، ص ٥١- ٥٣ و ١٠٨ و ١٢٠- ١٢١.
[٣] شفا، بخش طبيعيات، ص ٣٥٩؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ٢٩٢- ٢٩٨.
[٤] شرح اشارات، ج ٣، ص ٢٩٤- ٢٩٧.
[٥] شفا، بخش الهيات، ص ٤٦٦- ٤٧٦.
[٦] اسفار، ج ٢، ص ٤٦- ٨١.
[٧] بحار الانوار، ج ٥٨، ص ٧٨ و ١٤١.