تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٧٦ - اصل هفتم عينيت وحدت شخصيه و نحوه وجودى اشياء
مجذوب روحانيتش باشد و چون جهت عقلانيتش قوى است به مرتبه جسميتش اعتنا نداشته باشد.
بلى، مثل ما كه شايد به اندازه كافى جهت عقلانى نداريم، و لذا خواب عقلانى كه يك موجود كلى عقلانى مجردى را درك كرده و ببينيم نداريم و همه خوابهاى ما از همين خوابهاى برزخى و حيوانى است و اين خود دليل است كه هنوز در ما مرتبه عقلانيت پيدا نشده است. بلى، جهت حيوانى به طورى قوى است كه هر چه مىبينيم، مناكحت، قصور، آب و نان، امتعه و اجناس و جنگ و جدال است، آنكه ديدنى است از اين قبيل ديدنيها مىباشد.
على اىّ حال: غرض اين بود كه وحدت هر موجودى، به نحوه وجود آن موجود است.
اگر گفتيم كه موجود به مجرد اينكه در جوهر ذات حركت داشته باشد و نفس هويت، هويتى باشد كه تمام ذاتش حركت و به تمام الذات تدرج باشد، اين موجود حفظ وحدت نمىكند، اين نشناختن حقيقت وحدت و نفهميدن اقسام وحدات است؛ و بيش از يك مفهوم براى وحدت قائل نبودن، از حقيقت وحدت بىخبر و بىاطلاع بودن است، از همه موجودات يك نحوه وحدت انتظار داشتن و متوقع بودن، مساوق با انتظار يك نحوه وجود از همه موجودات است؛ يعنى نحوه وجود واجبى را از وجود هيولى متوقع بودن است و نحوه وجود عقل اول را از زمان، منتظر و متوقع شدن است؛ زيرا كراراً گفتيم كه وحدت و تشخص، مساوق با وجود است؛ وجود به هر نحوى كه باشد، وحدت به همان نحوه است و به همان نحو تشخص و هذيّت است.
نحوه وحدت زمان و تشخص آن به همان نحوه وجودش است كه وجودى متقضى و سيّال است، اين زمان كل، يك زمان است و يك هويت و هذيّت است كه بر آدم گذشت، بر ما هم مىگذرد، و يا حركت يك طيّاره كه از امريكا طيران كرده و تا اقصى جزاير ژاپن بدون توقف در يك نقطه حركت مىكند، يك حركت و يك وجود و يك شخصيت است. و وحدت موجود عقلى را از اين متوقع شدن، مساوق با انتظار