تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦٤ - اصل پنجم شيئيت شىء به صورت است نه به ماده
در اين تطورات كه براى ماده اولى حاصل مىشود، اگر از تطورات مختلفه عنصرى و معدنى و نباتى و حيوانى، صورتى به نحو تعين براى هيولى حاصل شود و هيولى از آن مرتبه نگذرد و در مجرايى كه افتاده است- به حسب استعدادى كه در آن مجرا برايش ممكن است نه به قسر قاسر- آخرين صورت از تطورات برايش حاصل شود، از آن صورت با مفهوم بشرط لا تعبير مىآورند؛ مثل صورت نباتى درخت، كه درخت در آن مرتبه واقف و متعين است و تطورى از تطورات كه نما باشد، در اين مجرا به طور تحصل و تعين است.
ولى اگر سير هيولاى اولى در مجراى انسانى باشد، همه اين تطورات از امتداد جوهرى و تطور عنصرى و معدنى و نباتى و حيوانى، به طور ابهام و لا تحصل است و در اينها تعين و وقوف نداشته و نسبت به آن منزل آخر كه نفس انسانى است، به نحو قوه است و هيچ يك از اينها نيست؛ براى اينكه در گذر است و فطرةً و وجوداً متوجه اين است كه چيز ديگرى شود و در يك چيز متعين نيست تا بشود گفت: فلان چيز است؛ زيرا شرط نامگذارى تعين و تحصل است و چيزى كه به نحو ابهام و لا تحصل است با نظر عدم توقف و مبهميت كه بين صرافت قوه و محوضت فعل است نمىشود آن را به نام خاصى نام گذارى كرد؛ چون در بين راه است و منزلى ندارد و اقامتى نكرده است و از همه اين منازل سر راه مىگذرد؛ در منزل عنصريت واقف نشده تا بگوييم عنصر است و در منزل معدنيت نازل نگشته تا بگوييم معدن است و در منزل نباتيت توقف نكرده تا بگوييم نبات است و هكذا در موقف حيوانيت واقف نگشته تا بگوييم حيوان است، بلكه از همه اين مواقف مىگذرد و در اينها تحصل و تعين ندارد، اگر بخواهيم در چنين تطوراتى سير اين موجود را حكايت كنيم بايد به طور لا بشرط، از آن حكايت نماييم تا كيفيت سير او را در اين مسير به آن طورى كه واقعاً سير اتفاق افتاده است تفهيم نماييم و در قول، صادق بوده باشيم.
پس اين مفاهيم از حدودى كه اين موجود صاحب مراتب و منازل در اين مسافت سير كرده است انتزاع مىشود، ولى اين موجود هيچ يك از آن تطورات نيست؛ براى