تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٣ - ادله آخوند بر وجود عقل فعّال
ماهيت مستقلنماست؛ البته اين از ضعف ظهور و نقص تجلى است؛ چون به تمام ذات، تجلى نيست و غيريت نمايان است، حكيم وقتى نظر مىكند، گويا عالم عقلى و عالم طبعى مىبيند و لذا غيريت را ملاحظه كرده و مىگويد اين هم ظلّ اوست و او ظلّ عالم بالاست. ولى عارف چون بيش از يك تجلى و ظهور نمىبيند، به غيريت قائل نيست و مىگويد: چه طبيعت، چه عالم عقل، يك ظلّ طفيلى است.
مرحوم آخوند رحمه الله با نظر حكيمانه كه ملاحظه كرده، عقل فعّال و دار طبيعتى را ديده است، ولى با ديده عارفانه كه ملاحظه كرده، مىگويد: اين، غير آن نيست، بلكه اتحاد است و عالم طبيعت ظهور اوست و ظهور شىء متحد با شىء است و منفصل از او نيست و دار طبيعت، غير از ظهور عقل فعّال چيزى نيست و همان عالم عقل است كه ظاهر و متجلى است كه نام تجلى او، دار طبيعت است، منتها اين نقص ظهور است كه زمان و مكان ترسيم شده است و اگر اين جلوه به آنجا برگردد، زمان و مكانى نيست و ماده و مدت نيست تا غيريت حاصل آيد و اثنينيت ظاهر شود، و لذا در عالم عقل، عقول منفصل از هم و غايب از يكديگر و ممتاز از هم نيستند، عالمى است كه انفصال و تمايز و تعين و حدود و اشكال در آن نمىباشد.
نفس وقتى كه مجرد شد، ظهورش اعلى و كاملتر مىشود و ماديت و زمانى و مكانى بودن آن كمتر مىگردد، و وقتى كه به درجه تجرد عقلى رسيد؛ يعنى از طبيعت به عالم عقل قدم گذاشت، آنجا ديگر تمايز و انفصال نيست، بلكه وصل و اتحاد است.
ادله آخوند بر وجود عقل فعّال
[١]مرحوم آخوند رحمه الله بر وجود عقل فعّال دو برهان اقامه كرده است، البته نه بر وجود آن در ما، بلكه براى اصل وجود آن برهان آورده است؛ گرچه قبل از تأمل ممكن است عبارت، موهِم اين باشد كه بر وجود عقل فعّال در نفس ما برهان اقامه مىشود.
اصل وجود عقل فعّال را گرچه در سلسله مبادى مىتوان اثبات نمود، چنانكه
[١] اسفار، ج ٩، ص ١٤١.