تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٦ - بيان عجز شيخ الرئيس از حل بعضى از مسائل
مرتبه، متقوّم به آن مرتبه غير متجزى است؛ پس اگر مقام ظهور بسط حقيقت در تبديل و حركت است، ولى چون وراى آن، جامعى است كه تمام متشتتات حقيقت كماليهاش آنجا جمع است و آن جامع ثابت و مستقر است، پس همان جامع حافظ وحدت شخصيه است.
و بعد آخوند رحمه الله مىفرمايد: علوم الهيه و ما وراء الطبيعه، با زور و قوّت برهان مفهومى بدست نمىآيد، بلكه در فهم اين علوم، صفاى نفس و ارتياضى كه با اعراض از طبيعت حاصل مىشود لازم است تا انسان ماوراى طبيعت را كشف كند؛ چون انسان هر قدر در علوم طبيعى زبردست و ماهر شود- به طورى كه در بحث كثرات و مفاهيم، به خوبى بتواند در مسألهاى وارد و از آن خارج شود- وقتى كه وارد الهيات مىشود، لنگ مىگردد و ذهنش مبتلا مىشود.
چنانكه شيخ الرئيس اين طور بوده است، وقتى كه وارد علوم طبيعى و رياضيات و باب اعداد و طب مىشود بسيار خوب وارد مىشود، ولى وقتى كه در الهيات وارد مىشود نمىتواند خيلى از مسائل را درست حل كند، بلكه اظهار عجز مىكند و مىگويد: نمىدانم، چنانكه در جواب سؤالات بهمنيار، گفت: بعضيها را نمىدانم، [١] و در بسيارى از مسائل وامانده و از حل آنها عاجز گشته است.
بيان عجز شيخ الرئيس از حل بعضى از مسائل
يكى از آن موارد، حركت جوهريه است كه شيخ گفته ممكن نيست؛ چون لازم مىآيد كه انسان از انسانيت خارج شود، [٢] براى اينكه حركت، خروج لازم دارد و اگر جوهر حركت كند از جوهريت به چه چيز خارج شود؟ پس لازم مىآيد كه جوهر از جوهريت بيرون رود. و شيخ نتوانسته تحليل كند كه حركت در ماهيت نيست كه از ماهيتى به طرف ماهيتى خارج شود، بلكه حركت در وجود است و نحوه وجود جوهر
[١] مباحثات، ص ١٥٣.
[٢] شفا، بخش طبيعيات، ص ٤٣ و ٣٥٩.