تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٣ - حفظ هويت انسان در عين تبدل هويت جوهرى
را ادراك مىكند، قوه لامسه، عبارت از خود كيفيت مزاجيه نيست تا بگوييم وقتى كه اين باطل شد، ديگر چه چيزى ادراك خواهد كرد؟
و الحاصل: ماده به هر كيفيتى منفعل باشد، قوه لامسه همان انفعالى را كه براى ماده پيدا شده و كيفيت مزاجيه حاصل گرديده، ادراك مىنمايد. بنا بر اين اگر آب يا هوايى موجود شد كه حرارتش به اندازه حرارت مزاج باشد كه ماده از آن منفعل است، قوه لامسه بيشتر از آن كيفيت را درك نمىكند؛ و اگر حرارت آب يا هوا زيادتر شد، به اندازهاى كه بيشتر از اصل كيفيت موجود در ماده منفعل باشد، قوه آن را ادراك مىنمايد.
آخوند رحمه الله مىفرمايد: از قول اخير ارسطو فوايدى حاصل مىشود كه يكى از آن فوايد، حشر همه موجودات حتى نباتات و جمادات است، و وجه استفاده اين معنى اين است كه گفت: نفس داراى دو مرتبه است، كه به وجهى و با ملاحظه مرتبهاى، غير قابل تجزى است و به وجهى متجزى است. و بالجمله: اين يك حقيقت، در مقام باطن و غيبش غير متجزى و در ظاهر و مقام ظهورش در طبيعت متجزى است. [١]
و به عبارت ديگر: نفس بالذات غير متجزى است و به تبع مجالى و مظاهر و مرايا و بالعرض متجزى است و قوايى كه از مرتبه غيبش در محالّ ظهور مىكند و بسط مىيابد- چون محالّ بالذات قابل تجزى است، پس ظاهر در اينها هم با اينكه ظهور نوريه نور الغيب غير متجزى است- بالتبع متجزى مىشود، و چون اين قوا از لوازم ذاتيه آن هويت غير قابل تجزى بالذات است، در نتيجه قيام اينها به اوست و اينها شئون ذاتيه او هستند؛ و لذا وقتى كه نفس مستقل شد و از طبيعت خارج گرديد، لوازم ذاتيه او با او محفوظ است و از خود حيثيتى ندارند و همه حيثيات قائم به اوست، در نتيجه حيثيات كماليه اينها كه نفس در مرتبه ذاتش به نحو الجمعية و الوحدة حائز آنهاست، حشرشان ضرورى و حتمى است.
[١] اثولوجيا، ص ٤٠.