تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤ - نتيجه حجت سوم
نتيجه حجت سوم
[١]اين برهان مانند حجت اول، تجرد نفس عامه افراد بشر را اثبات نمىكند، بلكه تجرد نفس كسانى را ثابت مىكند كه به واسطه قوّت جلا و صفاى نفس بتوانند به آن مجردات متصل شوند؛ مانند كسى كه بتواند وجود عقلى انسانى را تعقل كند به نحوى كه براى او مقدار خاص و مكان خاص و وضع و زمان خاص نباشد. مثلًا بتواند صورت انسان عقلى مجرد از عوارض ماديه را تعقل كند، يعنى انسان بحت را به طورى كه جميع آنچه كه غير انسانيت است از قبيل وضع و كمّ و اين خاص از او خارج باشند و در عين حال مقومات انسانيت را از آن معقول انسانى حذف نكند و قواى او را از اعضا و قواى ديگر، حتى لمس و بصر و سمع و رأس و رِجل و بطن، حذف نكند، و ليكن كلها فى كلها باشد نه اينكه در مرتبه رأس، شكم نباشد و در مرتبه شكم، رأس نباشد.
چنانكه از معلم اول نقل شده كه گفته است: انسان عقلى با جميع اعضاى روحانى خود مىباشد و موضع عين او، غير از موضع يد او و موضع يد او غير موضع پاى او نباشد. [٢]
و بالجمله: اگر انسانى از ما توانست چنين فردى از انسان يا حيوان و يا ارض و يا از كليه انواعى كه در عالم مىبينيم، تصور كند، نفس او مجرد شده است و توانسته است به ارباب انواع برسد. برهان فوق، تجرد نفوس چنين اشخاصى را اثبات مىنمايد، اما اگر ادراك به اين نحو نباشد؛ چنانكه عامه مردم نمىتوانند چنين فردى را تعقل كنند، اين برهان، تجرد نفوس آنها را اثبات نمىنمايد.
[١] اسفار، ج ٨، ص ٢٨٣.
[٢] اثولوجيا، ص ٦٩. ناگفته نماند: بسيارى از نظرات فلسفى در الهيات كه به معلم اول يعنى ارسطو منسوب است برگرفته از اثولوجياى شيخ يونانى يعنى فلوطين حكيم مىباشد؛ زيرا گمان مىشده كه اثولوجيا از آثار معلم اول است.