تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٣ - مناقشه در كلام آخوند در اختلاط قوا
مناقشه در كلام آخوند در اختلاط قوا
پس اينكه مرحوم آخوند رحمه الله فرموده است: اين قوا را كه گذاشتهاند، محل هر كدام از هم جداست تا اختلاط و امتزاج لازم نيايد و انسان بتواند هر چيزى را بفهمد بدون اينكه خلط و مزج حاصل آيد، [١] البته اين طور نيست و لذا مىگوييم و به كرّات هم گفتهايم: نفس، از همين طبيعت و وليده همين عناصر طبيعت است.
چنانكه كلام حضرت حق به اين معنى اشاره، بلكه بر آن دلالت دارد، و چه بسا آيه شريفه «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً» [٢] و آيات ديگر به اين مضمون، مرادشان اين نيست كه مضغه جاى ديگر بود و آورديم روى علقه قرار داديم، بلكه همين علقه، تتحرّك بحركة فى جوهرها و صارت مضغه، و هكذا المضغة تتحرّك و صارت لحماً، و به همين نحو تا آنجا كه جنين مىشود و اين جنين همان است كه در سابق بوده و حركت كرده تا مغز كه معتدلترين جسم از اجسام است در جنين ايجاد مىشود و چنان در حد اعتدال و لطافت است كه عرشِ اجسام طبيعت و آخرين جسمِ معتدل طبيعت است و همين آخرين مرتبه جسم است كه در جوهر خود حركت كرده و به اول درجه احساس كه لمس باشد متبدل مىگردد.
و براى همين است اول حسى كه در جنين موجود مىشود همان حس لمسى ضعيف است. و همين قوه لمس، حركت كرده و قوّت پيدا مىكند تا به تدريج احساسهاى ديگر مانند قوه باصره و سامعه پيدا مىشود و به تدريج سير را ادامه داده تا به قوه خياليه ضعيفى مىرسد. لذا طفل در اول، قوه خياليه ندارد، بعد كه قوه خيال توليد مىشود به يك درجه ضعفى است كه مىبينى در خواب، خيال ديگرى كه غير پستان باشد ندارد. لذا بعد از چند روزى كه مىگذرد مىبينى مثل اينكه در خواب پستان مىمكد، دهنش را حركت مىدهد. و اين قوه وقتى زياد مىشود؛ چون عالم
[١] اسفار، ج ٨، ص ٣٢٧.
[٢] مؤمنون (٢٣): ١٤.