تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٩ - بيان تناسخ صعودى و نزولى
و بالجمله: اين طورى كه آخوند رحمه الله پيش مىآيد تناسخ مطلقاً ابطال مىشود؛ چون نفس بعد از آنكه بسيط شد لا ينقلب البسيط عن بساطته، و نفس بعد از آنكه از ماده بيرون رفت يعنى ماده تمام شد بسيط و محض الفعليه است، منتها اگر براى بسايط و مجردات فصل و جنس قائل مىشويم آن فصل و جنس عقلى است، و جنس فقط با مقايسه با موجودات ديگر اخذ مىشود، نه اينكه در خود موجود مجرد جهت قوهاى باشد تا مأخذ جنس شود و جهت فعليت در مقابل جهت قوهاش باشد تا مأخذ فصل گردد، بلكه تمام هويت بسيطه مجرده فصل است و تمام آن جنس است. و در اعتبار عقلى بضرب من المقايسه عقل تركيب درست مىكند؛ چنانچه بسايط خارجيه مانند اعراض، جنس و فصل خارجى ندارند، بلكه آنها هم به ذهن كه برده مىشوند عقل با مقايسه يك هويتى بين اعراض و الوان درست مىكند سپس يك فصلى درست مىكند؛ مثلًا در بياض مىگويد: لون مفرّق للبصر، در حالى كه سر تا پا همان بياض است كه مفرّق است.
و بالجمله: نفس بعد از بساطت محال است مركب خارجى باشد و بعد از آنكه براى جنس و فصل آن هيچ ما بحذاء خارجى نيست كه از ماده و صورتى اخذ شود محال است دوباره آمده و موجودى مركب خارجى شود كه جنس و فصل آن از ماده و صورت و از جهت قوه و فعليت- به طورى كه جهت قوهاش هم در قوه فعليت داشته باشد- اخذ بشود.
پس با اين بيان تمام اقسام تناسخ اعم از صعودى و نزولى باطل مىشود.
بيان تناسخ صعودى و نزولى
تناسخ نزولى آن است كه گفتهاند: [١] آن جمله از ارواح انسانها كه در مدت زندگى در ابدان آن طورى كه سعادت انسانى است تربيت نشده و ملكات اخذ ننموده باشد بعد از آنكه از آن جسم و قالبى كه فرد اعلاى جثّه انسانى است خارج شد در جثّهاى از
[١] رجوع كنيد به: شرح حكمة الاشراق قطب الدين شيرازى، ص ٤٧٧.