تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٠٦ - فصل هفتم ماده آخرت و هيولاى صور باقيه
گردد، ولى همه حيثيات خود را تحت يك حيثيت درآورده و همه قوايش ضعيف و از شعبات عمّال قوه شهويه گرديدهاند، در نتيجه وقتى به عالم آخرت منتقل مىشود، مبدأ فعّاله او در آخرت، همين قوه شهوت مىشود و ماده آخرت اين شخص همين قوه است، و البته ماده در اينجا به اصطلاح، مبدأ فعّال است نه ماده انفعاليه كه هيولاى اولاى عالم طبيعت باشد؛ زيرا اين را ماده عالم طبيعت گويند، و ماده به معناى مبدأ، مصطلح است؛ چنانكه عرفا، ظلّ منبسط را مادة المواد عالم گويند.
و بالجمله: وقتى كه قوه شهويه، ماده؛ يعنى مبدأ فعّاله آخرتى شخص شد، هنگامى كه از طبيعت خارج شد، اين مبدأ به فعاليت خود شدت داده و همه عمّال هم، تحت حكومت او هستند و لذا بدن مناسب خود را انشا مىكنند، ولى چنانكه سابقاً گفتيم، نه اينكه بدن، معلول نفس باشد، بلكه اگر چه به فعاليت نفس است، ولى مرتبهاى از مراتب آن است، نه آنكه معلولى از معاليل آن باشد تا دو هويت باشند.
معناى فعاليت نفس و انشاى بدن مناسب به وسيله نفس، اين است كه مناسب باطن خود، ظهور مىكند و ظهور شىء، خود شىء است، نه اينكه هويت ديگرى باشد؛ چون اگر دو هويت باشند، لذت، مال يكى و الم، مال ديگرى است، پس لذت و الم مال يكى نيست؛ چنانكه الم و لذات ما، الم و لذت عقل فعّال نيست.
و الحاصل: شخصى كه قوه شهوتش به اندازهاى فعليت پيدا كرد كه توانست سلطنت على الاطلاق داشته باشد، اين سلطان شهوانى، يك سلطنتى تشكيل مىدهد و با فعاليت خود و عمّاليت تمام قواى در حول خود، يك عائله شهوانى تشكيل مىدهد؛ چنانكه اگر قوه غضبيه زنده باشد، ماده آخرتى شخص غضوب، قوه غضبيه مىباشد كه يك عائله غاضبه تشكيل داده و به تناسب مبدأ، درندههايى از سِباع غضوب، مراتب ديگر آن شخص را مورد حمله و افتراس قرار مىدهند، و مانعى نيست كه مرتبهاى از مراتب نفس، مبدأ اثر باشد و مرتبه ديگرى از مراتب او متألم گردد؛ چنانكه حرارتى كه از انسان غضوب به هنگام غضب، احداث و ايجاد مىشود و از ملايمات قوه غضبيه اوست، مرتبه ديگر را محترق مىكند و از صدمه فعاليت او، قلب انسان مىتركد.