تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٩ - كيفيت منشآت نفس از نظر غزالى
علاقه ذاتيه به اين مراكز دارد و از اين كوّهها ظهور داشته و اين كوّهها محل تجليات اوست، لذا نفس براى ايجاد و انشاى مماثل مهيّا مىشود و نفس آنچه را از خارج محاذى و ملاقى با اين مراكز شد در صقع خود ايجاد مىكند.
علاقه ديگر نفس علاقه عرضيه به واسطه بدن و مراكز مخصوصه به اشياء خارجيه است؛ چنانكه گفتيم اگر قوه بصر- مثلًا- با چيزى وضع و محاذات مخصوصى پيدا كند، نفس در باطن و صقع خودش مماثل با آن شىء خارجى را ايجاد مىكند، كه آن مماثل، مرئى بالذات، و اين خارج مرئى بالعرض مىباشد. و همچنين اگر جسمى مقابل آينه قرار بگيرد، زمينه براى ايجاد صور مثاليه آماده خواهد شد.
اما بعد از مفارقت نفس از بدن و مجرد شدن آن، چگونه آن وضع و محاذات توليد مىشود؟ زيرا با مجرد شدن نفس، امكان توليد علاقه وضعيه نيست؛ چون نفس در عالم طبيعت به دليل علاقه ذاتيهاى كه به بدن داشت چنين وضع و حالتى برايش حاصل مىشد، و ممكن نيست همان حالت بعد از تجرد نفس و مفارقت آن از بدن نيز حاصل شود؛ چون با رفتن اصل، فرع هم خواهد رفت و اصل، علاقه ذاتيه نفس به بدن است كه با موت زايل مىشود، و چگونه فرع بدون اصل سر جايش محفوظ باشد؟
كيفيت منشآت نفس از نظر غزالى
گفتيم در عالم برزخ، تعذيب بر همين نفس و همين جسد واقع خواهد شد و گفتيم كه چون تعذيب و الم و غم مربوط به ادراك است- و در اين عالم هم اگر ادراك نباشد المى نيست- و ادراك هم عين مدرِك است، پس مدرِك، نفس است و ادراك هم از اوست و تعذيب هم از باطن خود نفس، طبق آن ملكاتى كه پيدا نموده مىباشد.
در اينجا دو حرف گفته شده است: يكى را غزالى [١] گفته، و يكى را ديگران گفتهاند
[١] ابو حامد محمد بن محمد بن احمد طوسى، معروف به حجة الاسلام و امام غزالى، از بزرگان فقهاى شافعى و متكلمان اشعرى است. وى پس از سالها تدريس علوم ظاهرى در نظاميه بغداد شيوه تصوّف را برگزيد و عزلت اختيار نمود و به تدريس علوم باطنى اكتفا كرد. تأليفات فراوانى از وى به يادگار مانده كه بعضى از آنها بدين شرح است: احياء علوم الدين، بداية الهداية، تهافت الفلاسفه، كيمياى سعادت، المستصفى، مقاصد الفلاسفه، ياقوت التأويل و اربع رسائل.
امام غزالى به سال ٤٤٩ ق. ديده به جهان گشود و در سال ٥٠٥ يا ٥٠٧ ق. رخ به نقاب خاك دركشيد.