تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٧ - پاسخ آخوند به صاحب تلويحات
است و همين زمين، روزى بهشت يا جهنم مىشود.
اين مطالب و حرفها با آيات قرآن و براهين عقلى، سازگارى ندارد؛ كسانى كه راجع به معاد چنين عقيدهاى دارند با روايات چه مىكنند؟ مثلًا در روايت داريم، مِلك يك پيرزن مؤمن چندان وسعت دارد كه اگر مَلَكى ده هزار سال در آن طى مسافت كند، به جايى نمىرسد و از مِلك آن پيرزن نمىتواند بيرون برود. [١] و يا در روايت ديگرى داريم، اگر تار مويى از موهاى حوريان بهشتى به اين دنيا آورده شود، همه ديدهها مات و مبهوت خواهد شد به طورى كه قدرت ديدن چيز ديگرى را نخواهند داشت. [٢] و همچنين در روايات داريم كه اگر يك ذره از آتش جهنم را به اين دنيا بياورند، همه عالم را خواهد سوزاند، و همه سنگها و كوهها و خاكها ذوب مىشوند. [٣] آيا همه غير معقولها در اينجا جمع مىشود؟
اما حقيقت با اين گفتهها تغيير نمىكند، اگر غير اينجا چيزى نباشد و بدن همين خاكها باشد، لا بد بهشت و جهنم هم اينجا خواهد بود، چنانكه گفتهاند، مگر غير از اين مىگويند كه اين دنيا تا زمانى بد بود و بعد از زمانى، مورد توجه انبيا و مرسلين و حضرت بارى مىشود؟ و با اينكه فرمود:
«إنّه تعالى ما نظر إلى الأجسام مذ خلقها». [٤]
بعد از مدتى، مورد نظر رحمتش مىشود و اين دنيايى كه كوس رسوايىاش در فلك الافلاك زده شده آيا مىتواند بعد از زمانى همان دار حيات و دار آخرت بشود، كه «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ»؟ [٥] آيا مىتوان گفت بعد از مرگ دوباره همين دنيايى است كه انبيا و اوليا گوشها را از قبايح و فجايع آن پر كردهاند، و اگر آن بدن همان بدنى است كه از اين خاك خلق شده و در اين دنياست اگر از خوراكيها و گلابيها و سيبهاى
[١] اين روايت را در معاجم روايى نيافتيم، رجوع كنيد به: تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٤٨؛ بحار الانوار، ج ٨، ص ١٦٩ و ٢١٨.
[٢] بحار الانوار، ج ٨، ص ١٩٩، حديث ٢٠٠.
[٣] بحار الانوار، ج ٨، ص ٢٨٠، حديث ١.
[٤] بحار الانوار، ج ٧٠، ص ١١٠، حديث ١٠٩؛ كنز العمال، ج ٣، ص ١٩٠، حديث ٦١٠٢.
[٥] عنكبوت (٢٩): ٦٤.