تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٨ - كلام ارسطو در مراتب وجود انسان
مىگويد: ديدم و نوشيدم و خوردم، ولى اگر در حال بيدارى زيد را تخيل كند، اسمش رؤيت نيست، بلكه تخيل رؤيت است، و اگر بگويد: در اين تخيل زيد را ديدم، غلط است، ولى اگر در خواب كه ديده، بگويد: ديدم، درست است.
و اينكه انسان در عالم خواب مىبيند و مىشنود و مىخورد، اينها موجودات عالم برزخند كه نفس در آن مقام با آنها ارتباط دارد، منتها در اين طبيعت به واسطه اشتغال و قوّت قواى طبيعى در حال بيدارى، درِ آن عالم باز نيست و در خواب كه درِ طبيعت قدرى بسته مىشود، درى به آن طرف بازمىگردد و اگر از طبيعت بميرد، كاملًا درِ آن عالم باز مىشود.
اگر كسى درِ عقلانيات هم به رويش باز باشد- البته آن وقتى است كه قواى عقليه برويد و انسان آن مرتبه عقلانيت را پيدا كند و بتواند درِ عالم طبيعت و عالم برزخ را ببندد و به اينها مشغول نشود- جبرئيل را به وجود عقلانى درك مىكند و اسرافيل را هم به همان نحو وجودى كه دارد مىبيند، منتها اگر اين مرتبه در نفس انسانى موجود شود و فعليت يابد، همه كمالات عالم شهادت به طور اعلى در انسان هست و حقيقت احساس و رؤيت هم هست؛ چنانكه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
«أبيت عند ربّي، يطعمني و يسقيني». [١]
البته مراد از بيتوته، بيتوتهاى نيست كه نزد يكى از زوجاتش مىكرد، بلكه حقيقت بيتوته است، و هكذا «يُطْعِمُنِي» كه مىفرمايد، حقيقت اطعام است نه طعام طبيعى شهوانى، و هكذا در حس بصر حضرت مىفرمايد:
«زويت لي الأرض
- يعنى زمين جمع شد-
فاريت مشارقها و مغاربها». [٢]
البته با اين بصر كه نمىشود ديد، بلكه با رؤيت عقلانى ديده است. و هكذا مىفرمايد: «خداوند متعال دستش را بر كتف من گذاشت كه من بين دو ثدى خود بَردى را احساس كردم». [٣] و هكذا در ساير قوا، كه همه به نحو عقلانى است.
[١] من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ١١١؛ صحيح بخارى، ج ٩، ص ٧٣٦، حديث ٢٠٥٢ و ٢٠٥٣.
[٢] سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ١٣٠٤، حديث ٣٩٥٢.
[٣] مسند احمد، ج ١، ص ٣٦٨.