تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١ - حجت نهم بر تجرد نفس ناطقه
ذكر كرده و آن اين است كه: در قواى جسمانيه بدون وضع و محاذات، تأثير محقق نمىشود، مثلًا سنگى كه پرتاب مىكنى آن حركتى كه در سنگ رخ مىدهد تا به زمين بخورد، به خاطر اين است كه وقتى كه وضعى با دست شما دارد يك قوه كه مبدأ حركت باشد ايجاد مىشود و فعلًا حركت مربوط به آن قوه است نه به دست شما كه از محاذات خارج شده است. و هكذا جسم سنگينى كه از بالا مىآيد، يا به جهت ميل طبيعى آن است كه در صورت وضع مخصوص به مركزش ميل مىكند و يا به واسطه قوه جاذبه است كه مىتواند تا يك حدى كه از وضع با چيزى پيدا مىكند، جذبش نمايد. و اگر از آن وضع خارج شد، ديگر قدرت جذب ندارد؛ مثلًا زمين نمىتواند اشيايى را از محيط و پيرامون قمر به خودش جذب كند. پس تأثير در قواى جسمانى، محتاج به محاذات و وضع مىباشد.
ولى نفس، در تأثير، محتاج به وضع و محاذات نيست؛ لذا چيزى كه معدوم است، نفس در آن تأثير دارد و مىتواند «عدم» را تصور كند و شريك البارى را درك كند و مجردات را ادراك نمايد. [١]
[١] تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق، ص ٢٩.