تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٦ - بيان مراتب سهگانه نفس
تحقق دارد و هر حيثيت كماليه كه برگشتش به حيثيت وجوديه است، آنجا هست ولى به نحو وحدت، تمام حيثيات وجوديه اين قوا؛ حقيقة السمع، حقيقة البصر، حقيقة التكلم، حقيقة الاحساس در آنجا هست؛ چنانكه ارسطو گفته است: هر كس در عالم عقل، دست و پا و چشم و گوش و سر را درك نكند، عالم عقل را تعقل نكرده است، ولى نه به اين نحو كه مثل اينجا باشد كه دست، غير پا و پا، غير دست و گوش، غير چشم و چشم، غير گوش باشد، بل كلها فى الكل [١] البته در آنجا دست، دراز و سر، گرد نيست، بلكه آنچه دست مىتواند انجام دهد، كه به آن اعتبار دست است، آنجا هست؛ يعنى فعل همين دست را انجام مىدهد و فعل اين پا را انجام مىدهد و فعل اين چشم را انجام مىدهد و فعل همين سمع را انجام مىدهد، پس به آن جهت كه سمع، سمع است و به آن جهت كه بصر، بصر است و به آن جهت كه دست، دست است، و خلاصه جهت مقوّم همه اين اعضا در آنجا هست.
پس همه در آنجا نه به نحو انعزال از يكديگر، بلكه به نحو وحدت به جمع عقلانى جمع هستند، منتها وقتى كه همين معانى در اين عالم و نشئه طبيعت بخواهد انجام بگيرد، بايد بصر و سمع در طبيعت باشند؛ به واسطه تنگى و ضيقى كه اين عالم دارد و اين تنگى و ضيق ذاتى آن است، بلكه از ضعف وجود است، لذا سمع و بصر بايد در محل خاص و منفرد از يكديگر باشند و يك قوه نمىتواند اين دو معنى را تحمل كند، ولى نه اينكه از مقتضيات ذات اصل سمع و بصر اين است كه منحاز از هم باشند، و اين حقايق اظلال مرتبه بالاست، منتها در اين عالم از جهت ضيق بايد به نحو كثرت و محدود باشند و شرايط وضع و محاذات و توسطيت جسمِ شفاف و قرع و قلع و تموّج هوا و غيره باشد، تا سمع شهادتى و بصر طبيعى در عالم طبيعت متحقق گردد.
بالجمله: اين سه مرتبه كه در كون كبير و در قوس نزول گفتيم، در انسان هم هست كه يك حقيقتِ ذو مراتبِ ثلاثه است و سه نشئه دارد، اما يك شخصيت، اين سه مرتبه و سه نشئه را دارد؛ مرتبه طبيعت، خيال و عقل، البته در مرتبه خيال كه مرتبه برزخ است
[١] اثولوجيا، ص ٦٩.