تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٥ - تقيه و رمز در كلمات پيشينيان
جزء مخالفان اصالة الوجود قرار داده است؛ [١] زيرا شيخ الاشراق در اول كتابش در قسمت منطق كه بحث اصالت وجود و ماهيت را مطرح نمود، ادله مفصلى اقامه نمود تا اصالت ماهيت را اثبات نمايد، [٢] و ليكن اين گونه بحث كردن فقط براى سرگرمى و جلب رضايت ديگران بوده است؛ زيرا همين شيخ مقتول بعد از آنكه قسمت منطق كتاب تمام مىشود، در آخر كتاب و قسمت الهيات قاعده نور را تأسيس مىكند و از وجود، تعبير به نور مىكند [٣] و از مراتب وجود، به مراتب نور اسم مىبرد [٤] و مرتبه واجب الوجود را، نور الانوار مىگويد [٥] و عالم عقل را عالم نور مىنامد [٦] و تعابيرى از قبيل انوار اسپهبديه [٧] و غيره دارد و از مرتبه وجود طبيعى، تعبير به غواسق دارد. [٨] و غسق عبارت از آن نورى است كه اختلاط با ظلمت داشته باشد و شبيه بعد از مغرب است كه نور و ظلمت با هم اختلاط دارند.
شيخ مقتول در اين قاعده نور، همه ادله اصالت وجود را بيان مىكند تا اصل نور و مراتب نور را تبيين كند و آنها را اثبات نمايد [٩] و سرانجام به غواسق مىرسد كه مرحوم آخوند رحمه الله از اين مرتبه، تعبير به وجود متشابك به اعدام دارد و شيخ الاشراق تعبير به نور متشابك به ظلمت و مختلط با تاريكى دارد كه همان غَسَق است.
پس مىتوان گفت كه سخن مرحوم آخوند رحمه الله از اقوال قدما متخَذ است. بلى، مرحوم آخوند رحمه الله تتميماتى براى آن ادله آورده است و در حقيقت همين ادله را
[١] شرح منظومه، بخش حكمت، ص ١١.
[٢] حكمة الاشراق، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ٢، ص ٦٤- ٦٦.
[٣] همان، ص ١٠٦ به بعد.
[٤] همان، ص ١١٧- ١٢١.
[٥] همان، ص ١٢١.
[٦] همان، ص ١٢٦- ١٢٩.
[٧] همان، ص ١٤٧.
[٨] همان، ص ١٠٧ و ١١٧.
[٩] همان، ص ١٠٦.