تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤١ - بيان عجز شيخ الرئيس از حل بعضى از مسائل
و بالجمله: شيخ الرئيس در مبدأ عالم، به صور مرتسمه- به آن نحوى كه گفتيم- قائل بوده و مناط علم اجمالى احديت به اشياء را همان صور مرتسمه مىداند كه پيش او فوق علم عنايى است.
آخوند مىفرمايد: اين اشتباه و غلط است و حق مطلب را در مباحث علم گفتيم كه علم حضرت احديت به ذات خودش، عين علم تفصيلى به تمام عالم است؛ چه اينكه موجودات نظام كلى باشد يا جزئى، عمرو باشد يا زيد، انسان باشد يا فردش، اگر چه بعد از مرتبه ذات، علمهاى ديگرى هم هست.
و بالجمله: فرق بين عقل بسيط و غير بسيط را شيخ تحصيل نكرده و گفته است:
موجودات و حقايق عقليه جوهريه، نمىتواند لازم ذات باشد، پس حقايق جوهريه نمىتوانند مناط علم بوده باشند و مناط علم بايد چيز ديگرى باشد و اگر آن چيز ديگر هم از حقايق جوهريه باشد باز نمىتواند مناط علم باشد، پس براى رفع تسلسل بايد لازم ذات عرض باشد؛ لذا آن صورى كه به قيام صدورى قائم به ذات احديت است، صور جوهريه نيستند، بلكه اعراضند و در عين حال كه عرضند، حالّ در ذات نمىباشند، بلكه از لوازم ذاتند و لازم و ملزوم، قديم بوده و لازم به نحو قيام صدورى، به ذات قائم است و آن صور، مناط علم احديت به مخلوقات است و طبق همان صور، نظام خارجى عالم خلق گرديده است.
آخوند مىفرمايد: شيخ از حقيقت بيرون رفته، و از اينكه حقيقت احكام وجود را بيابد، عاجز مانده و حق ارتباط معلول به علت را ادا نكرده است؛ اگر كيفيت ارتباط و حقيقت علت و معلول را مىدانست، مىفهميد كه مانعى نيست كه صور حقايق جوهريه عقليه، مناط علم گردند؛ چون هويت معلولى به تمام حقيقتها و حيثياتها، متعلق به هويت علّى است؛ چنانكه صور ذهنيه، مناط كشف خارج است، البته وجوداتى كه به فعاليت نفس به وجود ضعيفى كه در صف نعال وجود واقع است موجود مىشوند و همين وجود ضعيف مخلوق، مناط علم نفس مىگردد؛ با اينكه نفس و اين موجود ذهنى، از موجوداتىاند كه در عالم طبيعت قرار گرفته و داراى