تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٠ - بيان تناسخ صعودى و نزولى
فرد جسدى وارد مىشود كه مادهاش از آن ماده جثّه اوّلى خبيثتر و غير صافىتر است، و اگر در آن هم خوب تربيت نگرفت، بلكه با اعمال و كردار قبيحه ملكاتى اخذ كرد، باز همين طور روز به روز به جثّهاى كه مادهاش غير صافىتر است وارد مىشود، تا برسد به آن فردى كه در انسانيت ضعيفتر از آن نيست و ماده خبيثهاى است كه اگر خباثت و اختلاطش زياد شود ديگر براى انسانيت قابل نيست، پس آن گاه كه از چنين بدنى خارج شد در فرد اعلاى از حيوان كه در بالاترين افق حيوانيت قرار گرفته است داخل مىشود، و همين طور تا برسد به بالاترين فرد از نبات كه با ادنى مرتبه حيوانيت كه عبارت از مرجان باشد قريب الافق است تا به آخر نباتات برسد. اين تناسخ نزولى است.
تناسخ صعودى بر عكس آنچه گفته شد مىباشد.
برهانى كه آخوند اقامه كرده تمام اين اقسام تناسخ و نيز آن تناسخى را كه شيخ الرئيس از بعضى نقل كرده و آن را تصويب نموده ابطال مىكند. و آن اين است كه نفوس بُلْه و متوسطين كه در اين دار طبيعت نتوانستهاند تكامل پيدا كرده و عقل مجرد شوند، بعد از خروج از اين ابدان در جرمى از اجرام فلكيه داخل مىشوند و آنجا اگر توانستند تكميل شوند و مجرد عقلانى گردند به عالم عقل وارد مىشوند، و الّا همين طور مىمانند. [١] از بيان ما معلوم شد اين حرف هم غلط است.
آخوند مىفرمايد: [٢] اين تناسخى كه ابطال آن از ضروريات است به آن قضيه ضروريهاى كه از ضروريات همه اديان است و به مشاهدات اهل كشف و عيان به ثبوت رسيده و برهان بر صحت آن قائم گرديده است ربطى ندارد.
چنانكه در آن روايت است كه عرض كرد: «ما أكثر الحجيج» حضرت فرمود:
«ما أكثر العجيج و أقلّ الحجيج»،
آن گاه اشاره فرمود، آن مرد ديد يك دسته حيوانات از
[١] مبدأ و معاد ابن سينا، ص ١١٤؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ٣٥٥.
[٢] اسفار، ج ٩، ص ٤.