تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٧ - ادله آخوند بر وجود عقل فعّال
اما كسانى كه مجرد بودهاند، علومشان مطابق واقع مىباشد؛ لذا همه انبيا در كشفيات مطابق هم بودهاند و علوم و اخبارات آنها هميشه موافق همديگر بوده و ابداً مطالب همديگر را تكذيب نكردهاند و محال است كه تكذيب كرده باشند، البته نه از جهت تقدس و اينكه ذمّ حرام است، بلكه از اين جهت كه همه آنها در ادراك حقايق به آن اندازه كه همه در آن مشتركند موافق بودهاند، بدون اينكه اختلاف كلمه داشته باشند؛ چنانكه ما در «الواحد نصف الاثنين» اختلاف نداريم، زيرا اين يك معقول ضعيفى از معقولات است كه پايينترين مرتبه تجرد را داشته و نفس با اولين درجه تجرد، اين معنى را درك مىنمايد، و به هر اندازه تجرد بيشتر باشد، بيشتر به ادراك اعيان مجرده نايل مىگردد، به طورى كه اگر مداومت داشته باشد، حقايق از نفس و قلب او طلوع مىنمايد، و منظور همين است كه با مبادى عاليه انس اتحادى حاصل شود، نه اينكه فقط انسان، مفهومى را درك كند.
پس انبيا و مرسلين براى همين جهت است كه بشر را به يك مبدأ توجه داده و اعمالى را كه كوتاهترين راه به مقصود است، نشان دادهاند.
بعضى از حكماى كمّل، منظورى كه از اقامه آن همه براهين داشتهاند- اگر چه خودشان به نتيجه نرسيدهاند- اين بود كه با همين براهين، بشر را به يك مبدأ نيل دهند تا فتح الباب و نقب حجب را نتيجه بدهد، و اين فتح الباب و نقب حجب اگر تعقيب شود، قلب، وجود نيّر عالم و ضياء انوار ديدهها و محل اطمينان قلوب و پناه در حوائج را مىبيند و غناى او را مىفهمد و كمال و عزّت او را مشاهده مىكند.
منتها از اين راه وارد شدن و نتيجه گرفتن بسى مشكل و خيلى نادر است؛ زيرا از اين همه توده بشر، اشخاص كمى متوجه تعلّم براهين هستند و اشخاص كمترى از آنها متفطّن به منظورند و از متفطّنين، اشخاص كمترى در صدد نتيجه گرفتن هستند و از آنها كه در صدد اخذ نتيجه هستند، اشخاص كمترى موفقند. و اى بسا بزرگترين حكيم در همان مرتبه اول چيدن برهان، توقف كرده باشد و يا اگر يك دليل اقامه كرد، درصدد اين برمىآيد كه دليل ديگر و برهان تازهاى پيدا كند و مدتها در