تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٩ - ادله آخوند بر وجود عقل فعّال
و حجاب اكبر بودن علم به اين است كه مثلًا در فلان شهر حكيمى است و من بايد بتوانم با او معارضه كنم و يا در فلان مسأله، الفاظ اصطلاحى بگويم و فقط براهين را به ذهن خود بسپارم. و بر فرض كه حكيم برهانچين اشتباه ننموده باشد و آن گونه كه گفتيم علم حجاب نباشد، اينها همه راههايى است كه بر فرض سلوك با زحمتهاى قريب به فوق طاقت بشرى، ممكن است نتيجه بدهد.
اما آنچه انبيا گفتهاند را مىتوان با اعمال آن به آنجايى كه خود انبيا رسيدند، رسيد؛ براى اينكه امرى كه در يك فرد از بشر تحقق پيدا كرد، براى طبيعت او ممكن است و لذا براى افراد ديگر هم ممكن مىشود؛ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم با همين نماز بود كه رسيد، اگر هر كسى با دقت ملاحظه كند اسرارى از صلاة را مىفهمد و لذا در معراج هم حضرت همين عمل را بجا آورد و اگر اسرارى كه درباره نماز در اخبار وارد شده ملاحظه شود، معلوم مىشود اين اسرار از آنچه صوفيه مىگويند بيشتر است و يا همان است كه اينها گفتهاند.
و بالاخره، بعد از آنكه با برهان چيزى فهميده شد، بايد به عين شهود پايين آورد و ديد و براى نيل و رسيدن، همان مقرراتى كه انبيا آوردهاند لازم است. پس اصل در مواظبت اين است كه توجه قلب را از منظره و عمق طبيعت جمع نموده و به ماوراى عالم طبيعت انس داد تا بتوان از دار طبيعت مستخلص شد و هر اندازه انس قوى باشد، باطن ذات، به مورد انس متوجه و متعلق خواهد بود؛ چنانكه در عالم قبر كه نفس همين بدن را با همين هيئت و شكل و اندام انشا مىكند، براى اين است كه در طبيعت با اين گونه بدن مأنوس بوده و از شدت انس است كه در موقع انشاى بدن، همان بدن را انشا مىكند و اين هيكل و شمايل مأنوسه را ايجاد مىنمايد، و بر فرض اگر نفسى بتواند وجهه خود را از انس به اين شمايل برگرداند و از باطن خود اين علاقه انسى را قلع كند، ممكن است به شمايل ديگرى، بدن را انشا نمايد.