تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٩ - توضيحى پيرامون معناى تجرد و سير طبيعى، خيالى و عقلانى نفس
بلى، فقط تحليل به اصل الوجود و الماهيه در نظر عقل مىشود و ماهيت اگر بخواهد به وجود خود بدون ضمايم موجود شود، فقط در مرتبه وجود عقلى مىباشد، ولى در مراتب ديگر وجود؛ چه در مرتبه شهادت و طبيعت و چه در مرتبه برزخ، ماهيت با اصل وجود خود بدون ضمايم، موجود نيست، بلكه علاوه بر اصل وجود ماهيت، چيزهاى ديگر هم موجود است؛ گرچه مغاير با وجود اصل الماهيه نباشند و از مراتب آن باشند، پس ماهيت در اين دو نشئه، به اصل وجود خود موجود نيست.
و بالجمله: نحوه وجود عالم طبيعت طورى است كه مفاهيم و ماهيات در اين نشئه به اصل وجود ماهيت موجود نيستند.
و الحاصل: انسان بما انّه انسان، در نشئه طبيعت موجود نيست، و همين طور در خيال منفصل كه عالم برزخ باشد نيز ماهيات به تنهايى وجود ندارند.
اما در نشئه طبيعت، وجود زيد- مثلًا- وجودى نيست كه بما انّه انسان، موجود باشد، بلكه در طبيعت، نحوه وجود زيد، وجودى است كه لا بد است تكمّمى و تكيّفى داشته باشد و متأيّن به اين و متقيد به قيد و خصوصيتهاى ديگرى هم باشد، كه همه اينها در جنب ماهيت انسان، كالحجر فى جنب الانسان است. البته ذات چنين وجودى، صرف وجود انسان نيست، بلكه وجود كمّ و كيف و طول و عرض و عمق و سواد و بياض و جوهر است؛ گرچه اينها با تشخص و هويت ديگرى موجود نيستند و يك هويت است، ليكن هويتى نيست كه بذاتها و بدون حيثيات ديگر، حيثيت واحده باشد و به صرافت و صراحت ذات، مثل وجود عقلى باشد.
و الحاصل: وجود انسان در عالم طبيعت به صراحت و صرافت وجود انسانى نيست، بلكه وجود كمّ و كيف و اين و متى و چيزهاى ديگر است، و اين وجود انسان بما انّه انسان نيست و صرف يك حقيقت نيست، بلكه تشخص گرچه واحد است ليكن حيثيات، متعدد و مراتب متعدد است، كه با يك حيثيت، علم است و با حيثيت ديگر، قدرت است و با حيثيت ديگر، حيات است و با حيثيت ديگر، خيال است و با حيثيت ديگر، واهمه است.