تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٦ - مناقشه در تقسيم عقل به عقل هيولانى و غير هيولانى
مرتبه بالا باشد و صورت مرتبه بالا به آن افاضه شود. و ليكن نه اينكه صورت منحاز و مستقل در جاى ديگر موجود بوده و روى آن آمده باشد، بلكه همان صورت اوّلى است كه به حركت جوهريه حركت نموده است و همين طور اين مراتب نازله هر يك ماده مرتبه فوق است.
آخوند رحمه الله در اينجا تسامح كرده و گفته است: علت اينكه قواى سامعه و باصره و غيره در اين عالم، هر يك در جاى مخصوصى گذاشته شده اين است كه اينكه اختلاط لازم نيايد؛ چنانكه اگر دو شىء كه با هم در طعم مختلف مىباشند انسان در يك لقمه بخورد، نمىتواند طعم هر يك را از ديگرى تشخيص دهد، همچنين است اگر اختلاط قوا مىبود.
و ما گفتيم: قضيه اين طور نيست و حكمت تمايز، اين نيست، بلكه عالم طبيعت استعداد وحدت نداشته است و اين عالم طبيعت است كه كثرات و تفارقات، طبيعى اوست به طورى كه اصلًا نمىشود وحدت در اينجا صورت پذيرد. اينكه گفتهاند:
«النفس فى وحدتها كلّ القوى» معناى آن اين نيست كه اول نفس توليد شده، بعد شعبات تشكيل داده مىشود، پس اين شعبات اول وحدت داشته بعد انشعاب پيدا شده است، بلكه اين معنى در سير نزولى است، ولى در سير صعودى، اين حواس در ابتدا كم كم پيدا شده و بعد وقتى كه رو به عالم تجرد مىگذارند بعد از مدتى، مرتبهاى از تجرد را پيدا مىنمايند كه در وحدت، به تدريج شدت حاصل مىشود تا بالاخره وقتى كه وحدت كامل مىگردد تجرد كامل مىشود و كامل شدن تجرد، همان بيرون رفتن از اين عالم است.
مناقشه در تقسيم عقل به عقل هيولانى و غير هيولانى
نظير اين تسامح را آنجايى كه عقل را به عقل هيولانى و غيره تقسيم نمودهاند مرتكب شدهاند. و معناى اين تقسيم اين نيست كه عقل يك مجرد ديگرى بوده است، بلكه همين جوهر كه از اول رو به نورانيت گذاشته مرتبه به مرتبه نورانىتر مىشود؛