تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨١ - ابطال ادله قائلين به تناسخ نزولى
كردهاند كه مثلًا اگر كسى دزدى كرد دستش را ببرند كه فقط با وضع و اعتبار است، ولى آنجا مجازات همان طبق ختم تجرد است كه چطور از اين عالم وارد به آن عالم تجرد شده باشد. ممكن است از عالم نباتى كه ترقى كرد و به عالم حيوانيت رسيد و در اين عالم كه مىبايست قواى حيوانيه را به طور اعتدال و نسبت نگه دارد تا بعد از آنكه اعتدال قواى حيوانى ملكه شد به عالم تجرد عقلانى ترقى كند و انسان باشد، در مرحلهاى كه حيوان است لا غير اعتدال را از دست داده در وصفى يا اوصافى از اوصاف حيوانى ترقى كند، و حركت جوهريهاش در صورتى ختم شود كه در اين اوصاف به حد كمال رسيده و در اين اوصاف تجرد حاصل نموده باشد، و به طورى قوى و كامل در حيوانيت شود كه در حيوانيت به مرتبه تجرد و قيامت برسد، اين همان لوازم قهريه اين حيوانيت تجردى است. بلى ممكن است چنانكه گفتيم اين تجرد را با اعتدال قواى حيوانى به پايان برساند و يك موجود مجرد عقلانى شود و قيامت او هم همان لوازم قهريه اوست، منتها اگر عنايت نمىشد و انبيا و مرسلين نمىآمدند اغلب و اكثر با آن تجرد حيوانى بار مىآمدند. اين است كه طبق عنايت، انزال كتب و ارسال رسل و اوليا و اوصيا محقق شده تا وقتى كه آن تجرد ذاتى جوهرى- كه قهرى و ذاتى است- انجام مىگيرد در صورتى كه انسان اعمال و افعال و كردارش را با دستورات شرعيه مطابق كرد و اعمال قلبيه و نيّات خود را خالص نمود، اين تجرد به آخر برسد و اين كمال قهرى ذاتى تمام شود و يك كمالات اكتسابيه از فضايل و معارف با اين باشد و هيچ سيئاتى نداشته باشد و يك موجود مجرد عقلانى شود؛ خصوصاً اگر به اين معنى ضميمه كنيم آن وعدهاى كه آخوند داده است كه اگر انسان در اينجا پيوسته يا اكثر اوقات اشتغالات خود را همان تفكر و تعقل معارف و اوصاف كماليه قرار داده و با براهين حقه نظر به كليات و جمال حق و ذات واجب الوجود نمايد و به مراسلات كليه قلبش را عادت داده و در تعقل آنها با براهين حقه مداومت كند، اين علوم در آخرت حضوريه مىشود و بوجه العيان اينها را به علم حضورى مشاهده مىنمايد، خصوصاً بعد از آنكه اينها قاعده اتحاد عاقل و معقول را مبرهن و تمام مىدانند اتحاد به آن