تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٥ - بيان عجز شيخ الرئيس از حل بعضى از مسائل
واحد مىبينيم، به ظنّ ما واحد است و در حقيقت واحد بالعدد نيست، بلكه هر جزئى كه به واسطه تغذى دفعةً حاصل مىشود، شخص ديگرى است كه به اتصال عرفى متصل به اول است.
در احتمال ديگر گفته است: أو لعلّ الاول هو الاصل يفيض منه الثانى شبيهاً له، فاذا بطل الاصل بطل ذلك من غير انعكاس، و لعلّ هذا يصحّ فى الحيوان أو اكثر الحيوان و لا يصحّ فى النبات؛ لأنّها لا تنقسم الى اجزاء كل واحد منه قد يستقلّ فى نفسه؛ يعنى: شايد قوه اول، قوه اصل باشد و از آن قوه ثانى شبيه به او افاضه شود و وقتى كه اصل باطل شد، آن فرع هم باطل شود بدون عكس؛ يعنى وقتى كه فرع باطل شد، اصل باطل نگردد. و مىگويد: اين احتمال شايد در حيوان صحيح باشد نه در نبات؛ براى اينكه ممكن است در حيوان گفته شود كه مثلًا قوه ناميه اصل است؛ چون در جاى ديگر مثلًا در نبات هم هست بدون اينكه قوه حيوانيه باشد و در حيوان هم با قوه حيوانيه هست، پس قوه ناميه اصلى است كه بدون فرع پيدا مىشود، ولى قوه حيوانيه فرعى است كه بدون آن حاصل نمىشود، پس در حيوان مىتوان گفت كه وحدت، به واسطه قوه اصليه است، ولى اين معنى را در نباتات نمىتوان گفت؛ زيرا در نباتات اين طور نيست و چون چنين اصلى نيست؛ مثلًا قوه غاذيه نمىتواند بدون قوه ناميه باشد تا يكى را نسبت به ديگرى اصل حساب كرد.
احتمال ديگر اينكه: شايد در حيوان و نبات، اصل محفوظ و غير مخالط باشد؛ يعنى جوهر مجردى باشد كه غير مخالط بوده و او وحدت را حفظ كند، و ايراد آن هم اين است كه اين خلاف رأى ماست كه ظاهر شده است؛ چون شيخ براى حيوان و نبات، نفس مجردى قائل نيست، ولى آخوند خواهد گفت كه اين احتمال درست است و قابل شك نيست.
دو احتمال ديگر مىدهد كه: أو لعلّ المتشابه فى الحسّ غير متشابه فى الحقيقه، أو لعلّ النبات لا واحد فيه بالشخص مطلقاً الّا زمان الوقوف الذى لا بدّ منه، در اين دو احتمال مىگويد: شايد حقيقةً، متشابه نيست، ولى ما در حس خود، شىء متشابه واحد