تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٩٦ - فصل سوم شبهات منكرين معاد جسمانى و پاسخ آن
گنجايش ندارد «عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»، [١] چنانكه نص آيه شريفه است.
على اىّ حال: طلب مكان جاحدين با آن وصفى كه حضرات مىگويند، حق است و مبتنى است بر اينكه آن عالم، خودش و مكانش از جنس اين عالم بوده و در عرض آن باشد و اين دو عالم در مرتبه و درجه وجود مساوى باشند.
اما بنا بر قول حق، واضح است كه از جنس اين عالم نيست و در درجه و مرتبه وجودى فوق آن است، و لذا طلب مكان، غلط واضح است؛ چون آن عالم، فوق مكان و زمان مىباشد- با اينكه عالم وسيعى است و در وسعت، عالم طبيعت با عرض عريض آن از كره غبراء تا اوج آخرين سماء، در مقابل پهناورى آن عالم بسى كوچك است- و عالم تام است و عالم تام، مكان ندارد.
چنانكه مجموعه عالم طبيعت- يعنى اين كره مصمّته كه به نام عالم طبيعت است- مكان ندارد؛ براى اينكه معناى مكان، بالمقايسه حاصل مىشود؛ يعنى وقتى دو چيز همعرض باشند، به خاطر عدم امكان تداخل اجسام مادى، اشاره حسيه وضعيه به هر كدام ممكن مىباشد؛ به اينكه اين، اينجاست و آن، آنجاست، ولى چون تمام عالم طبيعت در خارج از خود يك شىء هم عرض ندارد، نمىتوان گفت اين اينجاست و آن آنجاست، تا بالنسبه براى كل، جهت مشرق و يا مغرب يا شمال و يا جنوب و يا فوق و يا تحت باشد. بلى، در داخل اين كره، جهت مشرق و مغرب و ساير جهات هست.
عالم آخرت چون عالم مستقل و تام است، در خارج، جهت ندارد و در داخل آن هم موجودات با هم تزاحم ندارند تا هر يك در طرفى واقع شوند، چنانكه نمىتوان به صور ذهنيه هر يك از ماها با اشاره وضعيه اشاره كرد؛ زيرا مكان ندارند و لذا هيچ كدام با هم تزاحم ندارند؛ اگر جنتى به پهناورى زمين و آسمان در ذهن شما به صورت ذهنيه موجود شود، و جنتى به پهناورى زمين و آسمان در ذهن من به صورت ذهنيه موجود گردد، با هم تزاحمى ندارند، با اينكه هر يك مستقل بوده و مخلوط نمىباشند و در عين حال تزاحم هم ندارند، جنات بهشت هم اين طور است؛ در داخل عالم
[١] حديد (٥٧): ٢١.