تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٩٥ - فصل سوم شبهات منكرين معاد جسمانى و پاسخ آن
همان بدن است كه در دامن مادرش آرميده بود، پس اين شبهه به مسلك ما وارد نيست.
اما بنا بر مسلك حضرات متكلمين، آنها يا بايد بگويند كه براى كثيرى از نفوس، معاد جسمانى نيست و بلكه از جسمانيت مستخلص مىشوند و روحانى مىگردند، و يا بايد بگويند كه لازم است براى تخليق ثانويه هيولى از اين عالم گرفته شود، ابدان، هيولاى عالم است و هيولى بنفسها تناهى و عدم تناهى ندارد، بلكه تناهى و عدم تناهى از احكام اجسام است، لذا ممكن است از اجرام و كرات ديگر صورت جسميه جرميه بياورند و هيولى از اين خاك باشد ولى لازم نيست صورت جرميه جسميه هم از اين كره ارض و خاك باشد.
قوىترين شبهه در باب نفى معاد جسمانى، طلب مكان براى جنت و جهنم است كه جاحدين، آن را از حضرات قائلين به معاد طلب مىكنند و مىگويند: مكان اينها كجاست؟ اگر فوق افلاك و محدّد الجهات جايى كه جهت ندارد- و لا خلأ و لا ملأ- باشد، آنجا مكان و جهتى نيست، اگر روى زمين است در زمين اثرى از نار و جنت نيست، و اگر بين طبقات سماوات باشد، پس بايد قائل شد، بين افلاك خلأ است در صورتى كه محال است خلأ باشد، و يا اينكه جنت و جهنم با افلاك تداخل كرده، كه لازمهاش تداخل اجسام است. [١]
حضرات متكلمين در رفع اين شبهه و امثال آن به حيص و بيص افتادهاند [٢] و طبق ضرورت وجود عالم آخرت، نتوانستهاند قائل شوند كه فعلًا معدوم است؛ براى اينكه وجود آن عالم به قدرى ثابت است كه غير قابل انكار است؛ چنانكه در روايات داريم:
«إنّ الجنّة قيعان» [٣]
يعنى قفر و صاف است و باغ و قصورش نتيجه اعمال حسنه صاحبان آن باغ و قصور است. علاوه بر همه اينها، اگر هم بگويند در هر كجا هست،
[١] شرح مواقف، ج ٨، ص ٣٠١- ٣٠٢؛ شرح مقاصد، ج ٥، ص ١٠٨.
[٢] شرح مواقف، ج ٨، ص ٣٠٢؛ شرح مقاصد، ج ٥، ص ١١١- ١١٢.
[٣] عوالى اللئالى، ج ٤، ص ٨، حديث ١٠؛ بحار الانوار، ج ٩٠، ص ١٧٤، حديث ٢١.