تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٦ - كلام شيخ الرئيس در ماهيت انسان و رد آن
مراتب سير وجودش، همان ماهيت است كه از اول مرتبه با اين وجود بوده است؛ مثلًا در انسان از مرتبه طفوليت تا زمان كهولت، ماهيت انسانى داراى يك وجود و يك تشخص است؛ چون وجود واحد است، منتها نحوه وجود، وجود سيّالى است و اين هويت واحده بسيطه شخصيه، از نقص رو به كمال مىرود، پس چنين نيست كه انسان، وجودات متعدده مجتمعه باشد تا ماهيت انسان داراى تشخصات و وجودات باشد.
و لذا براى ماهيت انسان، وجودات نيست؛ مثلًا يك وجود جوهر، يك وجود جسم، وجودات اعراض از قبيل كمّ و كيف، وجود قدرت، وجود علم، وجود خيال، وجود حس، وجود بصر، وجود سمع، وجود عقل، وجود فكر و هكذا كه انبان ملا قطب باشد و چيزهاى جدا از هم و وجودات منحاز از يكديگر در آن جمع باشد، نيست.
كلام شيخ الرئيس در ماهيت انسان و رد آن
بنا بر اين: براى ماهيت انسان وجوداتى نيست و براى آن وجودات تشخصات على حده و امارات نيست چنانكه شيخ الرئيس فرض كرده كه ماهيت انسان، وجود عقلى، وجود خيالى، وجود حسى لمسى، وجود حسى بصرى و وجود لونى از قبيل بياض و حمره و سواد دارد و مجموع اين وجودات منحاز از هم و مجتمع با هم، وجودات ماهيت انسان مىباشد. [١]
پس براى اين ماهيت، تشخصات و امارات على حده نيست كه هر وجودى از اين وجودات، هم داخل در يكى از مقولات باشد و از اين جهت در يك انسان، مقوله كمّ، كيف، جوهر، اين، متى، وضع، جده و اضافه باشد و مانند يك نفر ايستاده يا نشسته باشد كه به او عبا، قبا، عمامه و پيراهنى پوشيده باشند.
البته قضيه چنين نيست؛ چون اگر وجودات، منحاز و جدا از هم باشند هر يك از عرض و معروض، وجود منحاز از ديگرى داشته باشند و مجتمع در يك محل باشند،
[١] شفا، بخش طبيعيات، ص ٣٦٣.