تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٧ - كلام شيخ الرئيس در ماهيت انسان و رد آن
حمل درست نمىشود و اتحاد صورت نمىپذيرد، بلكه اتحاد اينها اتحاد اعتبارى بوده و حمل بين آنها حمل موجود منحازى بر موجود على حده و منحازى است، و اتحاد به صرفِ اعتبار معتبر قائم خواهد بود و هر وقت اين اعتبار را نكنند، بين آنها اتحادى نبوده و مثل حمل اين كتاب بر آن كتاب خواهد بود.
چنانكه صاحب فصول [١] چيزى در اصول گفته [٢] كه بعد از همه تمحّلات و تصويرات گفتيم كه امر معقولى نيست [٣] و در حمل، يك جهت اتحاد حقيقى و يك حيثيت كثرت لازم است؛ چون اگر تركيب بين عقل و خيال و وهم و حس، انضمامى باشد، حمل حقيقى صورت نمىگيرد.
چنين نتيجه باطل از مبنايى است كه اينها داشتهاند؛ چون خيال كردهاند كه اصل جوهر شىء، حركت ندارد و از اين طرف هم ديدهاند كه اعراض انسان از زمان طفوليت تا زمان كهولت در حركت است؛ مثلًا عرض و عمق و طولش در حركت است كه اينها از مقوله كمّ است و علومش در ترقى است و لونش تغيير مىكند؛ پس گمان كردهاند كه اگر بگويند در جوهرش حركت واقع مىشود، لازم مىآيد همان ماهيت كه از جوهرش انتزاع مىشود تغيير يابد، و از اين طرف هم كه حركت در طول و عرض و لون و كمّ و كيفش را ديدهاند لذا با حفظ عدم حركت در جوهر گفتهاند:
وجود كمّ، منحاز از وجود جوهر بوده و حركت در آن واقع مىشود و آن متبدل مىشود؛ مثلًا از يك مترى تبديل به دو مترى مىشود و هكذا اعراض ديگرش.
در نتيجه گفتهاند: وجودات و تشخصاتى براى ماهيت انسان است و اين امارات مختلفه، امارات و تشخصات آن وجودات مىباشند. اگر اين طور باشد، عقل انسان
[١] شيخ محمد حسين بن عبد الرحيم اصفهانى، فقيه اصولى و جامع معقول و منقول و از بزرگان علماى اماميه است. كتاب معروف او در علم اصول فقه به نام: الفصول الغرويه فى الاصول الفقهيه از كتابهاى مورد توجه علماى شيعه در علم اصول بوده است.
وى به سال ١٢٦١ ق. در كربلاى معلى ارتحال نمود.
[٢] فصول غرويه، ص ٦٢.
[٣] رجوع كنيد به: مناهج الوصول، ج ١، ص ٢٢٧- ٢٢٩؛ تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٢٧.