تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨ - كلام محقق طوسى و رد آن
ايراد اين طور جواب بدهيم كه عوارض نفس غير از علوم نفس چيز ديگرى نيست؛ براى اينكه از لوازم نفس، ادراك ذات خودش مىباشد و علم و ادراك او كه در ماده نفس و در موضوع نيست؛ زيرا گفتهايم: اين علوم نفس، همان خالقيت نفس است و علم آن، عين معلوم است و معلومش عين علمش است، پس هر وقت خلّاق شد، علوم او هم هست و پيش او به نفس صورة المعلوم حاضر است. و وقتى كه خلّاق نشد، ذاهل و غافل از آن است؛ به جهت اينكه اين معلومها از او زايل مىباشند.
و الحاصل: وقتى خالق آن علوم باشد، آن علوم لازم اوست و وقتى كه خالق نباشد، اصلًا لازمش نيست تا لازم را ادراك كند. [١]
ولى ناگفته نماند: اين مسأله خالقيت نفس، فرع تجرد نفس است، بايد انسان تجرد نفس را مفروغ عنه ببيند، سپس به خالقيت او قائل باشد. پس ممكن نيست از ايراد حجتى كه بر تجرد نفس قائم شده، با قضيه خالقيت نفس جواب داده شود، بايد در اين مرحله با مذاق قوم جواب ايراد را داد و الحقّ جواب محقق طوسى رحمه الله در رد ايراد كافى است و اشكالى كه آخوند در گروه ثانى به ايشان كردند وارد نيست.
به جهت اينكه مراد محقق اين است كه در تقدير ثانى و گروه ثانى كه بالمقايسه درك خواهد نمود، لازم نيست موضوع را با صورت حاصله از موضوع در نفس ادراك كند؛ زيرا موضوع، خود نفس است پس ممكن است خودش لذاته براى خود معلوم شود و به جهت حصول ذات لذات مدرَك گردد و فقط لازم باشد كه نفس صورت محمول را تصور كند. مثل اينكه نفس من ادراك كند كه در ماده نيستم، آن «من» با علم حضورى معلوم شود، ولى ماده بايد صورتش در نفس حاصل گردد، پس يك جزء تصديق، بالذات معلوم اوست و جزء ديگرش به واسطه صورت آن جزء، معلوم خواهد بود.
[١] اسفار، ج ٨، ص ٢٩٢.